اونقدر از خودم،اخلاقم، شخصیتم، لِولم و قلب مهربونم مطمئنم که میدونم هرکدوم از اطرافیانم ازدستم بده بعدش آدمی حتی شبیه به من رو پیدا نمیکنه.
و یهو تبدیل شدم به کسی که دیر جواب میده، تنهایی رو ترجیح میده، اگر انرژی منفی حس کنه، ناپدید میشه و اگر دیگه کسی باهاش در ارتباط نباشه، براش اهمیتی نداره.
بعضی وقتها یه مرد واقعا دوستت نداره صرفا فقط میدونه که آدم خوبی هستی و متنفره از اینکه ببینه تو یکی دیگه رو طوری که اون رو دوست داری، دوست داشته باشی.
نوشته بود:
امیدوارم روزایی وجود داشته باشه که قهوه مزه خیلی خوبی زیر زبونت بده، لیست آهنگات باعث رقصیدنت بشن، غریبهها دلیل لبخند زدنت بشن و آسمون پر ستاره شب روحت رو لمس کنه، امیدوارم روزایی باشه که از زنده بودن لذت ببری.
دیگه بزرگ شدی عزیزم؛ نمیشه فرار کنی. باید از پس غمها، دلتنگیها، تصمیمهای سخت و طوفان احساسات متناقض تنهایی بربیای. اگر شانس بیاری، بتونی دو کلام در موردشون با کسی حرف بزنی، اما بارش رو در نهایت خودت به دوش میکشی، تنهای تنها.
مرسی از این که به جای همه هستی.
مرسی که به جای همه پشتم بودی.
مرسی که همه خوب نبودن، بودی.
مرسی که هروقت نمیخواستم کسی باشه تو بودی.
مرسی که بین همه رفاقتای فیک
و عشقای الکی تو واقعی بودی
مرسی که اومدی و شدی همهی من
مرسی برای بودنت.