پرسیدند:
"تا به حال عاشق شدهای؟"
گفتم: "نه" گفتند: "نمیدانی چه لذتی دارد وقتی که غمگینی به چَشمهایش نگاه کنی تا درمانت کنند."گفتم: "اگر مژههایش کمتر از دفعه قبل بود چطور؟ ویرانه میشوی که."
وقتی خدا میخواهد رشد کنی:
تو را از دنیا جدا میکند،کاری میکند احساس شکستگی کنی،اجازه میدهد قلبت در سکوت بشکند،روحت را خسته میکند تا تسلیم بشی،
و کاری میکند به ارزش خودت شک کنی،
تا زمانی که بفهمی هیچوقت تنها نبودی،
فقط در حال تمرین بودی.
انتظارِ زیاد، آدمها را تغییر میدهد؛ آن که منتظرت مانده، دیگر آنی نیست که در گذشته بود.
شخصیت اونایی که وقتی درون کسی چیز قشنگی ببینن بیانش میکنن>>>>
https://eitaa.com/Duchaar
گاهی سین کردن و جواب ندادن، بیاحترامی و بیاهمیتی و اینا نیست. گاهی میخونی، چندبارم میخونی، انقد فکر میکنی بهش، ولی واقعا نمیدونی چی باید بگی. حس میکنی هرچی بگی بدتر میشه.
رها کردن کسی که خیلی وقته تو رو رها کرده، شبیه لحظه آخر اسباب کشی میمونه، یه دور توی تمام خونه میزنی و همه جا رو دقیق نگاه میکنی، وقتی مطمعن میشی چیزی نیست که بخاطرش بمونی در رو میبندی و واسه همیشه از اونجا میری.
چی میشد دور نبودی، همسایه رو به رومون بودی، دمپایتو میپوشیدی میومدی باهم یه چایی میخوردیم.