من فکر میکنم آدمها بعد از رها کردن چیزی که با تمام وجود برایش جنگیدهاند و بی ثمر مانده، تازه میفهمند که چقدر محکماند، چقدر تحمل دارند چقدر در برابر زندگی صبورند و چقدر ارزششان بیشتر از چیزهاییست که به هر قیمتی میخواستند آن هارا نگه دارند.
تورا هیچگاه آرزو نخواهم کرد؛
تورا لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی نه با آرزوی من.
-حافظ.
پرسید: او هم تو را میخواست؟
به اندازهی یک قرن سکوت کردم.
و سپس گفتم:هیچوقت مطمئن نشدم.
آشنایی با تو مثل این بود که یه آهنگ رو برای اولین بار گوش بدم و همون لحظه بفهمم که قراره آهنگ مورد علاقم بشه.
زندگی میگذرد و به مرور نسیم ملایمی از نخواستن بر وجودت مینشیند و حتی آنچه را که بیشتر از همه میخواهی، دیگر نمیخواهی و این نخواستن به عادتی مداوم در قلبت تبدیل میشود.