گفتم: چند دقیقه اینجا بنشین و به من تکیه بده؛ گفت: کارم از تکیه گذشته، دلم میخواهد در آغوشت بمیرم.
-عباس معروفی.
کی فهمیدی بزرگ شدی؟ روزی که با چشمهایی که از گریه تار میدید به انجام دادن کارهام ادامه دادم.
این شکست، فقط شکست یک رابطه نیست؛
این فروپاشی تمام اعتقاد من به عشق، به انسان به زندگی بود.