سیگارشو خاموش کرد و گفت :
"خب قانون اول؛ لطفا وقتی بحثمون میشه یادت نره چقدر همو دوست داریم."
.
و او کسی بود که حتی تصور آغوشش، صدایش، چشم هایش، خنده هایش و حضورش نیز مرا از غم نجات میداد.
آدمها تغییر میکنن، آدمها خیانت میکنن، آدمها دروغ میگن، آدمها غیبت میکنن، آدمها تظاهر میکنن، آدمها احساساتشون رو از دست میدن، آدمها فریبکارن، آدمها میرن، آدمها همینن! بذار اتفاق بیوفته.
«آنقدر عزیز بودی که قلبم زخمی که از سوی تو بود را دوست داشت؛ حتی اگر از پای در میآمد و جان میداد.»
آنقدر امیدها به قلبت خیانت کردهاند که هر گاه به شادی کوچکی میرسی، چشمانتظار اندوه پس از آن میمانی.