آدمها تغییر میکنن، آدمها خیانت میکنن، آدمها دروغ میگن، آدمها غیبت میکنن، آدمها تظاهر میکنن، آدمها احساساتشون رو از دست میدن، آدمها فریبکارن، آدمها میرن، آدمها همینن! بذار اتفاق بیوفته.
«آنقدر عزیز بودی که قلبم زخمی که از سوی تو بود را دوست داشت؛ حتی اگر از پای در میآمد و جان میداد.»
آنقدر امیدها به قلبت خیانت کردهاند که هر گاه به شادی کوچکی میرسی، چشمانتظار اندوه پس از آن میمانی.
تو منو یاد شعری میندازی که فراموشش کردم و یه موسیقی که شاید هرگز نواخته نشده باشه و جایی که نمیدونم اونجا بودم یا نه.
من نمیتونستم ازت بگذرم؛ و خیلی خوب شد که خودت جوری رفتار کردی که دیگه قید بود و نبودتو بزنم.
نفهمیدم یهو چیشد؛ ولی به خودم اومدم دیدم زندگی وقتایی که تو نیستی اصلاً واسم قشنگ نیست.