راستش من خیلی کار دارم هنوز خیلی چیزهاهم برای از دست دادن دارم ولی اگه بهم بگن همین الان میتونی چشماتو ببندی و دیگه بیدار نشی با آرامش تمام چشمامو میبندم.
ما قسمتی از روح خودمونو به همدیگه دادیم، بخاطر همین غم و رنجی که تو داری قلب منم نشونه میگیره.
صمیمیت واقعی در رابطه با یک شخص؛ از جایی شروع میشه که آدم جرئت میکنه اون تاریک ترین بخش ها، ترس ها،. اشک های بی دلیلش، تروماهای کودکیش، حتی مشکلاتی که داره رو بدون ترس از قضاوت شدن مطرح کنه و بدونه اگر فقط یک نفر اَمن وجود داشته باشه که اونو بشنوه، همون فرده.
وقتی مراقب حرفات نباشی، یکی تا صبح نمیتونه بخوابه، یکی دلش میشکنه، یکی اعتمادشو از دست میده، یکی از خودش بدش میاد، و یکی شاید هرگز مثل قبل نشه.
قهوهاش را تمام کرد و گفت:
"چطور انقدر خوب دیگران را دلداری میدهی؟" خندیدم و گفتم حرفایی را میزنم که دوست داشتم دیگران به من بگویند.
از سرزنش خودم بابت هر چیز کوچیکی خسته شدم بسه دیگه واقعا؛ حتی بابت چیزایی که در واقع تقصیر من نیس یا بخش کمی ازش تقصیر منه جوری یقهی خودمو میگیرم که تا مرز خفگی پیش برم.