تورا هیچگاه آرزو نخواهم کرد؛ تورا لحظه ای خواهم پذیرفت که خودت بیایی نه با آرزوی من.
-حافظ.
خیلی سخته ادای محکم بودن رو در بیاری، وقتی تو خودت فرو ریختی؛ خیلی سخته به اجبار لبخند بزنی، وقتی تو قلبت گریه میکنی، خیلی سخته همه حسرت خوشبختیت و حال خوبت و بخورن، وقتی که فقط خودت میدونی خیلی وقته که کم آوردی.
یعنی چی ترس ازدست دادن آدما رو نداشته باش؟ چجوری از ازدست دادن عزیزترین آدمای دورم نترسم؟
بله خوب است که در ابتدا فهمیدم دقیقاً چطور آدمی هستی و بین راه مسیرمان جدا شد، اما راستش دلم میخواست تو آدم تمام روزهای من باشی، اما افسوس که شدنی نبود.
آدمی که بلند میخندد و ظاهری شاد دارد، اما درونش همچون دریایی طوفانی از آشوب و اندوه میتپد؛ لبخندش تنها نقابی است بر چهرهاش، در حالی که قلبش در سکوت فریاد میزند.
دقیق نمیدونم ولی اینو میدونم این چند وقت با یه چیزی بیشتر از حد توانم تو ذهنم جنگیدم.