من هنوزم برمیگردم به همون جاهایی که بودیم، هنوز چکت میکنم، هنوزم عکساتو میبینم هنوزم چتامونو هرشب مرور میکنم. هنوزم دلم برات تنگ میشه، ولی دیگه نمیخوام برگردی، چون دیگه هیچ چیز مثل قبل نیست.
آدمی که بلند میخندد و ظاهری شاد دارد، اما درونش همچون دریایی طوفانی از آشوب و اندوه میتپد؛ لبخندش تنها نقابی است بر چهرهاش، در حالی که قلبش در سکوت فریاد میزند.
کلمه عجیبی در زبان عربی وجوده داره به اسم النحیط به معنای گریهای که ظاهر نمیشود اما در سینه جریان دارد.
+قشاع ینی چی؟
-تاحالا کسی توی زندگیت بوده که نه بشه تحملش کرد، نه بشه ازش کند، نه بشه فراموشش کرد، نه بشه واسه همیشه داشتش؟
+آره، چطور؟
-همین یعنی قشاع. دردی که درمان نداره. دردی که آدمو از درمان نا امید میکنه.
تو با ارزشتر از اونی که برای کسی فقط یه گزینه باشی، در حالی که خودت اون آدم رو اولویت زندگیت قرار دادی.
آدما از یه جایی به بعد واسه هم تکراری میشن، اگه از اون به بعد هنوزم بتونن از تکرارِ هم لذت ببرن؛ اونجاس که معلوم میشه آدم درستیو انتخاب کرده بودن.
مردم راجع به شما حرف میزنن چون اگه بخوان راجع به خودشون حرف بزنن کسی اصلا گوش نمیده بهشون.
خطاب به اونهایی که میگن یار خوب تمام ماجراست، خواستم بگم دنیا پر از آدماییه که باور داشتن یارشون بهترین آدم این دنیاست، اما الان تنهاترین شدن، تموم اون ماجرایی که میگی خودت هستی، خودت هستی که تا ته این ماجرا همراه خودتی، آدمها هستن تا بهت ثابت کنن هر ثانیه فقط خودت رو داری، گول بودنشونو نخورید.