دقیقا از دم میدون به سمت زنبیل آباد هم قراره دست گروهان دوم باشه، این دوتا گروهان قرار نیست ارتباط زیادی داشته باشن، ولی در صورت نیاز باهم دیگه همکاری میکنیم، اگر نیاز به ادغام دوتا گروهان شد، فرماندهی هر دو گروهان به عهده بنده حقیر هست.
غیر از ما هم قراره بچههای نیرو انتظامی و یگان ویژه هم توی میدون مستقر باشن. طبیعتا اونا هم به ما ربطی ندارن و کنترلشون به عهده مافوقشونه.سوالی نیست؟
یکی از بسیجیان دستش را بلند کرد:
-تسلیحاتی که قراره بگیریم چیاس؟
+آفرین سوال خوبیه، رفقا به تعداد همتون همهجور سلاحی داریم، بیست نفر از عزیزان سلاح ساچمهزن شاتگان میگیرن، ده نفر هم پینتبال، ده نفر هم لانچر. تعداد مهمات شاتگان هفت عدده، تعداد مهمات پینتبال هم که خب مثل همیشه یه خشاب صدتاییه، تعداد پنج عدد هم اشکآور برای هر لانچر تعیین شده. از نظر مهمات کمبود نداریم. فقط الان رفقا تشریف میبرن اتاق آماد(پشتیبانی) نفری یه کلاه، یه جلیقه، یه باتوم و یه سپر تحویل میگیرن. بعد هم میرید تسلیحات و همونطور که گفتم به همون تعداد سلاحاتون رو تحویل میگیرید.
برای استقرار هم داشت یادم میرفت. از اونجایی که میدون چهار جهت داره و دو طرفش علنا فضایی برای مانور نداره، ما میریم تو دو جهت مستقر میشیم. خیابون منتهی به زنبیل آباد و شهید کریمی محل استقرار اصلی ماست
-پس شهرک قدس و سالاریه چی؟
+نبش خیابون سالاریه که دانشگاهه و اون ساعت تعطیله. پس تهدیدی برای میدون نداره. شهرک قدس هم که سراشیبیه و یک کیلومتر فقط کوهه. شیبش هم به سمت ماست. پس اونجا هم تهدید آنچنانی نداره، مگر اینکه بخوان مارو دور بزنن که این خیلی بعیده. سوال دیگهای نیست؟
سریع ساعتم را نگاه کردم:
رفقا اصلا وقت نداریم بخوایم ادامه بدیم. بعد از اینکه کارایی که گفتم رو انجام دادید، بیست نفر موتور سوارمون بیان پایین تا موتورا رو تحویل بگیرن، موقتا سلاحشون رو شخص ترک نشین حمل میکنه تا برسیم به میدون و اونجا سلاحارو مجدد میگیرن... رفقا پاشید یاعلی!
صدای محکم بسیجیان در ساختمان حوزه پیچید: یاعلـــــی!
*
اسماعیل ترک موتور نشست،
+اسماعیل نشستی برم؟
-آره حاجعلی خیالت راحت، برو که رفتیم.
بلند داد زدم:
+همه تو دو ستون پشت سر من حرکت میکنن. حواستون باشه احتمال همه چیز هست. ممکنه زمین رو با گازوئیل لیز کرده باشن که موتورا بخوره زمین. از طرفی هم که الان هوا بارونیه. پس خوب حواستون باشه که اتفاقی نیوفته.
مچم را پیچاندم و با اسماعیل که ترکنشینم بود به سمت میدان حرکت کردیم. قطرات باران به طلق کلاهم میخورد. هوا مثل بازیهای جنگی ابری و دلگیر بود. باران اجازه دید کافی نمیداد ولی چارهای نداشتیم که در میدان مستقر شویم. بعد از پنج دقیقه به میدان رسیدیم. با اشاره دست گروههای از پیش تعیین شده را در دو طرف میدان مستقر کردم و خودم در جهت زنبیلآباد متوقف شدم. بیسیم را اشغال کردم:
+حیدر حیدر عمار!
-عمار جان به گوشم
+حیدر ما تو محل مورد نظر مستقر شدیم.
-الحمدلله. ما همه جوره داریم منطقه رو رصد میکنیم. بچهها پرندههاشون رو بلند کردن. شما تو دید ما هستین. به محض کوچیکترین تحرکی با خبرتون میکنیم
به بالای سرم نگاه کردم، دو هلیشات بالای سرم با چراغهای سبز و قرمز در حال تصویربرداری از ما بودند
-یه دست برا عمویی تکون بده!
با خنده گفتم:
+مگه الان منو میبینی؟
-به نظرت میشه بچههای پهپادی باشن و تصویرشونو به فرمانده پشتیبانی ندن؟! اصلا میشه همچین چیزی؟
خواستم پاسخ بدهم صدای محکم حاجرضا به من و سید تشر زد:
-صدبار گفتم خطو الکی مشغول نکنید! حواستون به کارتون باشه...
+حمیدجان دریافت شد تمام
کدهای پشت بیسیم را اینگونه انتخاب کرده بودیم: من «عمار» بودم، سید که پشتیبانی عملیات بود «حیدر» و حاج رضا که فرمانده حوزه بود و صدای مارا میشنید «حمید» بود.
بیسیم را روی جلیقه گذاشتم و خودم را روی موتور جابجا کردم. بلند داد زدم:
+برادرا به هیچوجه کسی از روی موتور پیاده نمیشه تا دستور بعدی بیاد!...
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
دقیقا از دم میدون به سمت زنبیل آباد هم قراره دست گروهان دوم باشه، این دوتا گروهان قرار نیست ارتباط ز
یکم سرم شلوغ شده، از اون بابت یکم دیر گذاشتیم...
شرمنده اگر خیلی منتظر شدید🙏
هدایت شده از ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
2.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
شاید باورتون نشه ولی این مشنگا تهدید کردن میخوان زمینی وارد ایران بشن😂 اون طرف ساختمون فکر کنم چهارت
چیزی که واقعا تو میدون رزم و مقابل دشمنشون پیاده میکنن😂:
پ.ن:فقط ثانیه ۲۸
این پاش به اون پاش گفت...🤣
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
شاید باورتون نشه ولی این مشنگا تهدید کردن میخوان زمینی وارد ایران بشن😂 اون طرف ساختمون فکر کنم چهارت
یه چیزی رو رک میگم بهتون،
حماس از نظر نظامی جزو داغونترین و کمبرخوردارترین شاخه نظامی در جنبشهای مقاومته...
این سلاطین جلوی چهارتا بلانسبت پاپتی شلوار سهخط پوش اینجوری دست و پاشونو گم میکنن، بعد میخوان جلوی ایران بایستن؟!
توهینی به کسی نکردما
حماس حتی سادهترین و معمولیترین امکانات رو هم برای مقابله نداره
فیلماشون رو ببینید مشخصه، اکثریت چیزایی که ازش استفاده میکنن یا غنیمتیه، یا انقدر فاجعهست که لازم به ذکر نیست😂
بعد شما میبینید دکترین رزم اسرائیل این همه دبدبه کبکبه دارن، بازم موقع عملیات واقعی که میرسه اینجوری تو صحنه رزم دست و پاشون رو گم میکنن!
حالا اینا به همراه آمریکاییا میخوان بیان علیه ایران بجنگن و حکومت ایران رو سرنگون کنن...
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z
9.1M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
❌وقتی میگم دشمن خیلی خوب رسانه رو دست گرفته و اون چیزی رو که میخواد به خورد مخاطب میده یعنی این...
شما کلیپ ایلیا رو هزاران بار تو انواع و اقسام کانالهای به اصطلاح بیطرف دیدین.
ولی تا حالا مثل کلیپ اول چیزی دیدین؟!
جوری رفتار میکنن که انگار فقط مخالفین خانواده داشتن و عزیزشون رو از دست دادن...😑
والله مظلومیت نیرو انتظامی و نیروهای انقلابی بیشتر نباشه کمتر نیست!😔
اونا هم بچه داشتن که الان دیگه پدرشو نمیتونه ببینه😢
اونا هم بچه داشتن که به قول ایلیا دیگه زندگیش تموم شده💔
اما آیا این رسانهها یک کلمه راجع بهش حرفی میزنن؟! نه...
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z
آٰقٰاٰجٰاٰنْ!
بِطَلَبْ مٰاٰرٰاٰ بِهْ کَرْبَلٰاٰیِ خُوُدْ...💔
#به_وقت_هنر
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z