حاج اکبر مولایی پیر غلام اهل بیت بود. یادم است دو سه سال پیش که تهران درس میخواندم، هر هفته سه شنبه ها به مدت کوتاهی با چند نفر از رفقای هیئتی خوابگاه میرفتم هیئت برادران طاهری در هفت تیر.
سخنرانش خود شیخ اسماعیل بود. مداحی و روضه هم با خود حسین آقا و برادرشان بود. اما قبل از منبر شیخ اسماعیل، یک پیرمردی بالای منبر میرفت و چند خط روضه میخواند. بشدت با خلوص نیت و بیریا. حتی یادم میآید چشمانش درست نمیدید. همه را از حفظ میخواند. همه هم گریه میکردند و با خواندنش اشک میریختند.
آن پیرمرد بیریا و ساده، حاج اکبر مولایی بود که با اخلاص تمام برای مستمعین میخواند. چیزی که برایم جالب بود همین بود. با اینکه چشمانش جایی را درست نمیدید. اما مشخص بود مستمعین برایش مهم نیستند. برخی مداحان ابتدای جلسه کامل مخاطبین را برانداز میکنند تا براساس تعداد روضه بخوانند.
اگر تعداد زیاد باشد با جان و دل میخوانند و اگر کم باشند در حد چند خط روضه میخوانند و تمام میکنند.
اما از حاج اکبر مولایی یاد گرفتم آن چیز که در هیئت مهم است، خود اباعبدالله است. نه تعداد...
حاج اکبر روضه خود را کامل میخواند. با مقتل، با صراحت، روضه باز میخواند. چون معتقد بود که ارباب باید نگاهش کنند، نه نوکران ارباب.
ان شاءالله که در بهشت برین، سر سفره ارباب مهمان باشد و الیالابد در بهشت رضوان از فضل خدا بهره برند.
✍ ایلیا
بزن رو لینک👇#ایلیا
🔷@EILIA_Z
7.6M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
از این حجم پیگیری شما عزیزان برای تولید محتوا و رمان ها واقعا انرژی میگیرم.
اما باید بگم چون قسمت جدید یکم متفاوت تره نسبت به قسمت های قبلی، بابت انتشارش کمی به مشکل خوردیم
دعا کنید که حل بشه ان شاءالله🤲
و شرمنده ام که انقدر شما عزیزان پیگیر رو بیش از اندازه پیگیر گذاشتیم🙏
ارادتمند
✍ایلیا