eitaa logo
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
840 دنبال‌کننده
642 عکس
829 ویدیو
5 فایل
دیدگاه یک دهه‌هشتادی نسبت به مسائل روز دنیا✍️ وابسته به هیچ جناحی نیستیم❌ اینجا قراره به دور از تعصبات بی‌جا و بی‌منطق، یه فضای باز برای گفتگو ایجاد کنیم، امیدوارم به جواب درست برسی🤝 به بقیه هم معرفیمون کن رفیق😉 کپی؟نوش‌جونت☺️ ادمین👇 @Admin_Eilia
مشاهده در ایتا
دانلود
✍ تا به الان پیج رسانه‌ای ایلیا در ایتا ، ایکس (توییتر) ، تلگرام ، ویراستی و اینستاگرام فعالیت می‌کند. جهت دنبال کردن صفحات روی نام اپلیکیشن کلیک کنید 🔄 بزن رو لینک👇 🔷@EILIA_Z
وقتی به بعضی از دوستان میگفتم حجم وایرال شدن تو اینستا زمین تا آسمون با ایتا فرق داره باور نمی‌کردن... تو ایتا شما تا پول خرج نکنی اصلا و ابدا مخاطب توی کانالت حضور پیدا نمی‌کنه و پست‌هات اکثرا ویو نمیخوره... اما خودتون ببینید. من هنوز ۲۴ ساعت از حضورم تو اینستا نگذشته، فقط سه تا دونه ریلز گذاشتم که یکیش تو کمتر از یه روز قریب به ۲k ویو گرفته. خیلی کمه ها نسبت به ویوهای بالاتر، اما خواستم تفاوت رو ببینید. کسی که تو اینستا فعالیت می‌کنه بسته به مهارتش و خلاقیتش مخاطب جذبش میشه. رقابت کاملا برابره. اما تو پلتفرم‌های دیگه تا پول ندی و تبلیغات نخری، باید بشینی انتظار پوچ بکشی... ای کاش عوامل و مدیران سوشال های داخلی کمی برای این مسئله فکر می‌کردن...
4.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
‼️چقدر هیئات ما به این نوع دودمه نیاز دارند، یکی از جاهایی که مردم متدین و انقلابیون می‌توانند مطالبه‌شان را فریاد بزنند همین هیئات است... هر کس گفت هیئت جای مقدسی است و نباید آنرا سیاسی کرد با پشت دست به دهانش بزنید! اگر امام ما سیاسی نبود هیچگاه علیه ظلم یزید قیام نمی‌کرد... بزن رو لینک👇 🔷@EILIA_Z
شاعری بی‌رحمانه و به قصد کشت می‌خواند: شمر فهمید که انگار علمدارت نیست! چه عجولانه به گودال سرازیر شده، چند قدم رفت به پایین و دوباره برگشت گفت: زود بیاید! زمین گیر شده... صلی‌الله علیک یا قمرالعشیره🖤 بزن رو لینک👇 🔷@EILIA_Z
15.8M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
🔴 سرتا پای سیدرضا نریمانی رو هم طلا بگیرن، بازم کمه! چقدر حرفش حق بود! چیزی که هزار بار تاکید شده روش اینه: می‌شود بدون فحاشی و تهدید هم انتقاد کرد! عوض اینکه بگی تیغ ما گلوی پزشکیان، یاد بگیر اینجوری انتقاد کن! بزن رو لینک👇 🔷@EILIA_Z
پیام داریم از مخاطب کانالمون همین الان، داغ و تازه...
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
آقاجان خواستم در این ایام کمتر فعالیت کنم خواستم کمتر دست به قلم شوم اما امشب... امشب حالم عجیب است
روضه می‌خوای امشب؟؟ برات روضه باز آوردم! سال پیش دقیقا همین موقعا بود که این متنو نوشتم. من خیلی موقع نوشتن متنام گریه نمی‌کنم، اما موقع نوشتن این متن به پهنای صورتم اشک می‌ریختم! بعضی جاهای متن که میرسیدم، پشت دستمو گاز می‌گرفتم که اهل منزل از شدت گریه و هق هق کردنم از خواب بیدار نشن... ریپلای کنید رو پیام خودتون می‌فهمید چی میگم. بمیرم برای مظلومیت مسلم‌بن‌عقیل‌ زمانه💔
امشبی را شه دین در حرمش مهمان است😢 عصر فردا بدنش زیر سم اسبان است...
ایلیــا | علیرضا ضرغامی🇮🇷🎒
آقاجان خواستم در این ایام کمتر فعالیت کنم خواستم کمتر دست به قلم شوم اما امشب... امشب حالم عجیب است
ای رهبر شهیدم، کی فکرش را می‌کرد؟! یک سال گذشت از چنین حماسه‌ای که به تنهایی رقم زدی! چقدر گفتند: -سیدعلی کیلومترها زیر زمین است! -از ترسش فرار کرده و... شب عاشورایی بود، شیخ مسعود عالی بر منبر برای حضار سخنرانی می‌کرد، دروغ چرا؟! نگاه دو نیم بود، نیمی به شیخ مسعود و نیم دیگر به صندلی خالی تو! که ناگهان با هیبتی علی‌وار پرده را کنار زدی و وارد حسینیه شدی! همه دست پاچه بودند! فیلمبردار جلوی پای تو دوبار دوربینش افتاد تا بتواند سوژه را پیدا کند، گناهی نداشت؛ زیرا با چشمانی که مواج اشک است نمی‌توان جایی را دید..! حاج محمود را یادت هست؟ یادت هست چطور با آن حالت به سمتت آمد؟ چون کودکی که منتظر اشاره‌ایست، سریع همه بارش را گوشه‌ای پرت کرد و مبهوت تو، آرام آرام به پیشت آمد. جلوی پایت زانو زد و با چشمانی درخشان نگاهت می‌کرد... گفته بودم که او حاج محمود نبود، او همه ایران بود که چنین تورا می‌نگریستند و با چشمانشان قربان صدقه‌ات می‌رفتند! آه که خوشی‌مان طولی نکشید... آه از آن سحری که با گریه صبح شد. روبروی آفتاب ایستاده بودم و تلخ‌ترین طلوع زندگی را نظاره می‌کردم... یابن‌الحسن، مولای ما. صدایمان را می‌شنوی؟ هنوز حواست به ما هست؟ می‌دانم هست، اما خودت میدانی که چقدر بر ما سخت گذشت... ده شب از ابتدای محرم مراسمات حسینیه را نگاه می‌کردیم و با گریه های نائبت میمردیم و زنده می‌شدیم. از تو چه پنهان که این ده شب هر کسی به نحوی حواسش را پرت کرد. یکی با هیئت، یکی با خیابان. چه کنم که حواس من پرت نمی‌شود؟ دیدی با مسلم‌ات چه کردند این یزیدیان؟ دیدی گودالی برایش کندند و با اهل عیالش به او حمله بردند؟ مسلم حسین را در سال ۶۱ از بالای درالعماره به پایین پرت کردند و مسلم تو را در محل کارش، آنقدر کوبیدند که در زیر گودالی دفن شد. آه از گودال! نمی‌خواستم روضه بخوانم؛ نه اینکه توان نداشته باشم، منظورم این است که «روضه نمی‌خواهد تنی که سر ندارد» ولی چه کنم که این قلم بی‌رحم باز انتهای کار باید پایش را به کربلا باز کند... امشب که هیچ، من دلم برای فردا عصر می‌جوشد. فردایی که حسین به زینب می‌گوید جان برادر از این معرکه برو، این حرامیان حیا ندارند... ✍ایلیا بزن رو لینک👇 🔷@EILIA_Z