شام میرزا قاسمی خوردیم و نشستیم پنو دور خودمون پیچوندیم و اون موقع گفتم کاش این لحظات هیچ وقت تموم نشن :)))
این جماعت چقدر درباره ی مردم حرف میزنن کاش یکم سکوت کنن اصن کاش درباره چیزای دیگه صحبت کنن
اول که داشتیم میرفتیم غار یه مسیرو باید پیاده روی میکردیم بعدش یه جایی نشستیم تا نوبتمون بشه مسئول اونجا گفت شما خوش شانسید چون تعدادتون کمه و میتونید حداقل تا یک ساعت و نیم تو قایق باشید ، یه آقای دیگه اونجا بود که ساز میزد وقتی ما اینو شنیدیم خوشجال شدیم اونم شروع کرد به ساز زدن و خیلی قشنگ بود