هدایت شده از 𝖪𝖺𝗋𝖾𝗅𝗂𝖺
من خیلی وقته تو مودِ " نمیخوام ، نمیرم ، نمیگم ، مهم نیست ، حسش نیست ، کی اهمیت میده؟، ساعت ها نگاه کردن به یه گوشه ، تجربه کردن احساسات جدید و متناقض ، حوصله ندارم ، انرژی ندارم ، خستم ،روح و روانم درد میکنه و به درک " ای هستم .
بالاخره بعد صدسال کتاب راهبی که فِراری اش را فروخت رو تموم کردم و میتونم بگم خیلی اموزنده بود دوست داشتم ✅