هدایت شده از 𝖪𝖺𝗋𝖾𝗅𝗂𝖺
من خیلی وقته تو مودِ " نمیخوام ، نمیرم ، نمیگم ، مهم نیست ، حسش نیست ، کی اهمیت میده؟، ساعت ها نگاه کردن به یه گوشه ، تجربه کردن احساسات جدید و متناقض ، حوصله ندارم ، انرژی ندارم ، خستم ،روح و روانم درد میکنه و به درک " ای هستم .
بالاخره بعد صدسال کتاب راهبی که فِراری اش را فروخت رو تموم کردم و میتونم بگم خیلی اموزنده بود دوست داشتم ✅
هدایت شده از مسـافـری از پـلـوتـو
هرچیزی که مربوط به بزرگسالی میشه، مطلقاً دشواره!
عشق، تحصیل، شغل.
باید از خیالات خام کودکی بیرون بیای و مواضع و اهداف و اصول و معیارهات دربارهی این مسائل رو واقعبینانه تعیین کنی و به زندگیت نظم و ترتیب بدی.
اینجوریه که بزرگسال ها رویاپردازی رو از یاد میبرن و همه چیز رو به شکل عدد و رقم میبینن.
آنا-