eitaa logo
آموزش شیرین زبان انگلیسی
150 دنبال‌کننده
26 عکس
72 ویدیو
0 فایل
🔤 Easy English 4 You 👩‍🏫 صائبی یکتا، مدرس زبان انگلیسی کودک و نوجوان 📚 با تجربه در تدریس کتاب‌های First Friends و Family and Friends 🎧 آموزش‌های شنیداری، تمرین‌های خلاق، و کلیپ‌های رایگان 📬 ارتباط با ادمین: @EasyEnglish4u
مشاهده در ایتا
دانلود
مهدی دردشتیاننماهنگ عشق بدون مرز.mp3
زمان: حجم: 4.8M
Will I leave you? Never, never مداحي عشق بدون مرز Life is death every breath By God without your pain Life will end a deadend By God without Hussain Ya.Hossein.
نکات گرامرِ 🌱Simple Present/حال ساده🌱 دو کاربرد داره: 1⃣برای بیان اتفاقاتی که چند مرتبه تکرار می شوند (مانند روتین زندگی ما انسان ها:هر روز صبحونه می خوریم،میریم مدرسه و ....) 2⃣برای بیان حقیقتی به طور کلی(مثل اینکه زمین دور خورشید می چرخه،کتاب فروشی ساعت هشت صبح باز می کنه و ....) با مهم ترین قید های این زنان آشنا بشید: always usually often sometimes rarely never 🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱🌱 on the weekend every Monday/Tuesday/.... every day In the evenings/mornings/....
نکات گرامرِ 🌱Present Continuous 🌱حال استمراری وقتی از این زمان استفاده می شود برای اینکه بگویم کاری شروع شده و یا خودمان را شروع کرده ایم(مثل غذا خوردن) ولی هنوز به پایان نرسیده(یعنی وسط غذا خوردن هستم) با مهم ترین قید های این زمان آشنا بشید: now👉🏻الان right now👉🏻همین الان
1.5M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
کلا چی متوجه میشید از این صحنه فیلم؟؟ خودتون رو محک بزنید...🤔 حتی شده ده بار ببینید❗️
20.4M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
ویدیو تحلیل ببینیم واقعا چی می گفتن انقدر تند😆🤯❗️
What's the difference between these⁉️🤯 🧠 Understand 🔹 معنی: درک کردن، فهمیدنِ مفهوم یا دلیل چیزی 🔹 حس کاربردی: وقتی ذهن ما چیزی رو کاملاً می‌فهمه یا توضیحی رو درک می‌کنه مثال‌ها: 1. I understand what you mean now. الان می‌فهمم منظورت چیه. 2. She didn’t understand the instructions, so she made a mistake. او دستورالعمل‌ها رو نفهمید، برای همین اشتباه کرد. 3. We finally understood the reason behind his silence. ما بالاخره دلیل سکوتش رو فهمیدیم. --- 💡 Realize 🔹 معنی: پی بردن، متوجه شدن (ناگهانی یا احساسی) 🔹 حس کاربردی: وقتی ناگهان چیزی رو می‌فهمیم یا به چیزی پی می‌بریم—مثل لحظه‌ی "آهان!" مثال‌ها: 1. I just realized I forgot my keys. تازه فهمیدم کلیدام رو جا گذاشتم. 2. He realized she was crying quietly. او متوجه شد که دختر داشت بی‌صدا گریه می‌کرد. 3. We didn’t realize how late it was. نفهمیدیم چقدر دیر شده بود. --- 👀 Notice 🔹 معنی: متوجه شدن با دیدن یا شنیدن 🔹 حس کاربردی: وقتی چیزی رو با چشم، گوش یا حس‌مون متوجه می‌شیم—مثل دیدن تغییر یا شنیدن صدا مثال‌ها: 1. Did you notice the new student in class? دانش‌آموز جدید رو در کلاس دیدی؟ 2. I didn’t notice the spelling mistake. اشتباه املایی رو ندیدم. 3. She noticed that the lights were flickering. او دید که چراغ‌ها چشمک می‌زنند. --- 🔍 Figure out 🔹 معنی: کشف کردن، حل کردن با فکر 🔹 حس کاربردی: وقتی با فکر کردن یا تلاش، جواب یا دلیل چیزی رو پیدا می‌کنیم—مثل حل معما مثال‌ها: 1. I’m trying to figure out how this app works. دارم سعی می‌کنم بفهمم این اپ چطور کار می‌کنه. 2. He figured out the answer after thinking for a while. او بعد از کمی فکر کردن، جواب رو پیدا کرد. 3. We need to figure out a way to fix this problem. باید راهی برای حل این مشکل پیدا کنیم. --- 🕵️‍♀️ Find out 🔹 معنی: فهمیدن، کشف اطلاعات 🔹 حس کاربردی: وقتی اطلاعاتی رو از جایی یا کسی به دست می‌آریم—مثل شنیدن خبر یا تحقیق کردن مثال‌ها: 1. I just found out that the test is tomorrow. تازه فهمیدم که امتحان فرداست. 2. She found out the truth from her friend. او حقیقت رو از دوستش فهمید. 3. We’ll find out the results next week. نتایج رو هفته‌ی آینده خواهیم فهمید.
فعلا قابلیت بارگیری به دلیل درخواست زیاد فراهم نیست
نمایش در ایتا