یه دیالوگی بود تو سریال زخم کاری که میگفت: «بعضی چیزا آخرش شاید خوب نباشه ولی قشنگه»
و چه آدمایی که میدونستیم رابطه با اونا
آخرش خوب نیست ولی حفظشون کردیم
چون روز و شبمون با اونا قشنگ بود.
مثل فیلم شهرزاد که میگفت:
یه پایان تلخ، بهتر از یه تلخیه بیپایانه!
و تو جبران نمیشوی...
حتی به گریههای عمیق...
- در قنوت رکعت دوم دعا کردم تو را...
سجدهی آخر رسید و جا نمازم گریه کرد.
خنده ام را دید و گفتا فارغی گویا ز غم؟؟
گفتمش ما درد را با خنده کتمان می کنیم
رک بگو عاشقِ این بی سر و پایی یا نه؟
درک تقریباً و انگار و حدودا سخت است !.
من تورا دوست داشتم، در روزهایی که
مسئلهی ما زنده ماندن بود، نه عاشق بودن.