اینطوریه که کلِ روز و میشینی و منطقی به مسائل نگاه میکنی...
به خودت قول میدی که دیگه سمتِ اون آدم سمِ زندگیت نری.
اما وقتی میبینیش؛ کلا همه چی انگار از ذهنت می پره..
خواستند از تو بگویند شبی شاعرها ،
عاقبت ، با قلم شرم نوشتند : نشد :) ..
' دیالوگهایحـق :
ــــ
گاهی بلوغ یعنی بپزیری که یک نفر میتونه توی قلبت باشه ، ولی تو زندگی نه..
اگر یک جوک نمیتاند چندبار تورا بخنداند
چرا یک غم باید چندبار تورا بگریاند؟
شما که غریبه نیستین یه شبایی تو زندگی هست که آدم تا خرخره پر از نیازه، نیاز به شنیدن و قضاوت نشدن، نیاز به دستی که از این لجن تنهایی نجاتش بده، هر آدمی که اون شب رو تنها بگذرونه، از فرداش یه آدم کاملا جدیده.
.
با ادمای هم سطح خودتون بگردین
اینجوری نه شما ناراحت میشین نه اونا جوگیر.
.