' دیالوگهایحـق :
ــــ
گاهی بلوغ یعنی بپزیری که یک نفر میتونه توی قلبت باشه ، ولی تو زندگی نه..
اگر یک جوک نمیتاند چندبار تورا بخنداند
چرا یک غم باید چندبار تورا بگریاند؟
شما که غریبه نیستین یه شبایی تو زندگی هست که آدم تا خرخره پر از نیازه، نیاز به شنیدن و قضاوت نشدن، نیاز به دستی که از این لجن تنهایی نجاتش بده، هر آدمی که اون شب رو تنها بگذرونه، از فرداش یه آدم کاملا جدیده.
.
با ادمای هم سطح خودتون بگردین
اینجوری نه شما ناراحت میشین نه اونا جوگیر.
.
اگر بعدها خواستم از این روزها داستانی تعریف کنم از " تن خسته ای میگم که توی تاریکی دنبال نور میگشت."
کاش بلد بودیم عاشقِ خودمان شویم،
خودِ ما عجیب لایقِ دوستداشتن است!