تاحالا از ترس وابسته شدن به اونی که دوسش دارین سگ محلی کردین؟
من کردم
تو فقط آمده بودی که دل از من ببری ؟
بروی دور شوی ؛ قصه و رویا بشوی ؟
خنده بر لب میزنم تا کَس نداند درد من
گرچه این دنیا که ما دیدیم خندیدن نداشت .
روحمان پاره پاره بود، اما زمانی که کنار هم دیگر بودیم
زخم هایمان کمتر درد میکرد