eitaa logo
' دیالوگ‌های‌‌‌‌‌‌حـق :
406 دنبال‌کننده
360 عکس
63 ویدیو
3 فایل
𓏲࣪ 𝗶𝗇︎ ‌𝗍𝗵𝖾࣭ 𝗇︎𝗮‌𝗆︎𝖾 𝗼𝖿︎ 𝗴ْ𝗈𝖽 🌃 ִֶָ بگذشت ُ چـه گویم ك چه بر من بگذشت ' ִֶָ شـروع : 𝟮𝟵 . 𝟮 . 𝟬𝟰 – ִֶָ ‹ ناشناس ِما🤍 https://abzarek.ir/service-p/msg/4475663 › 𝐂𝐫 : @MiM_Mp
مشاهده در ایتا
دانلود
سال‌ها خواهد گذشت و تو در یك روز آفتابیِ گرم ، میان ترافیك سنگین و صدای بوق‌ها و همهمه خیابان ، ناگهان یاد من می‌افتی و آرام زمزمه می‌کنی : «کاش با تو طور دیگه‌ای رفتار کرده بودم.»
امروز را زیباتر زندگی کن! بیشتر از آنچه دیروز کردی برایِ خودت و کارهایت وقت بگذار.. چایی هل و دارچین را بگذار دم بکشد.. تو فوق العاده ای ،بدون آنکه از کسی تقلید کنی!
بزرگسالی با پذیرش ِ"رنج" شروع میشه .
برای قلبی که رنجاندی و همچنان دوستت داشت، برای ذهنی که برآشفتی و از آن عبور کردی، فراموش کردنت تنها انتقام ممکن بود.
اول که دیدمت چنان زیبا بودی که جند روز بعد یادم افتاد باید عاشقت میشدم..
من آدم ِبرگشت به صمیمیت‌های از دست رفته نیستم :)
از مجنون پرسیدند که چرا دست لیلی رو نگرفتی و فرار کنی؟؟ گفت: مادرش خیلی ناراحت میشد، من قلبی که توش لیلی باشه رو نمیتونم بشکنم..
میگویند همان میشود که صلاح است. و ای کاش صلاح ما در میان ارزو هایمان جا خوش کرده باشد.. همین..
ـ گاهی تاریك می‌شود تا نور را پیدا کنید !
ضعیف و بی‌جان نبود ولی دیگر حوصلهٔ سختی را نداشت .