و در نهایت همه چیز را دست او میسپارم، میشناسمش؛
جهان را چنان میگرداند که من و آرزوهایم کنار هم راه برویم .
وطن بسوزد و من در خروش و جوش نباشم؟!
خداکند که بمیرم، وطن فروش نباشم . . .
و اما اگر مرگم فرا رسید و یکدیگر را ندیدیم؛ بدان من تورا بسیار آرزو کردم.