متاسفانه چیزی به نام خوشبختی وجود نداره،فقط گاهی به آدم خوش میگذره.
عاقلی را بکشان تا دم ایوان نجف،
اگر از عشق تو دیوانه نشد معجزه است
دافنه دوموریه تو رمان ربکا میگه:
"روزی با خود فكر می كردم اگر او را با غريبهای ببينم ، دنيا را به آتش میكشم . اما ، امروز حاضر نيستم كبريتی روشن كنم تا ببينم او كجاست و چه میكند ."
نمیتوانی زخمهایم را پاک کنی یا گذشتهای که آزارم میدهد را بازنویسی کنی فقط مرا محکم در آغوش بگیر و بگو : همه چیز درست خواهد شد .
اگه حالمو بپرسی میگم خوبم.
چون توانایی و حوصله توضیح ندارم
ولی اگه بغلم کنی، میتونم تا صبح برات گریه کنم.
متاسفانه مهم نیست من فرض کنم ستارهان یا نه، موشک کار خودشو میکنه.
زندگی اینجوری شده که ۲ _ ۳ ساعت بهت خوش میگذره؛ بعد یهو ته دلت خالی میشه و یک دلشوره عجیبی میاد سراغت.
دیگه دعا نمیکنم اوضاع بهتر شه، دعا میکنم از این بدتر نشه چون دیگه واقعا کم آوردم .