اگه حالمو بپرسی میگم خوبم.
چون توانایی و حوصله توضیح ندارم
ولی اگه بغلم کنی، میتونم تا صبح برات گریه کنم.
متاسفانه مهم نیست من فرض کنم ستارهان یا نه، موشک کار خودشو میکنه.
زندگی اینجوری شده که ۲ _ ۳ ساعت بهت خوش میگذره؛ بعد یهو ته دلت خالی میشه و یک دلشوره عجیبی میاد سراغت.
دیگه دعا نمیکنم اوضاع بهتر شه، دعا میکنم از این بدتر نشه چون دیگه واقعا کم آوردم .
من میترسم عین زمان کرونا، در امید ''۲ هفته دیگه تموم میشه'' ۲ سال و نیم گیر کنیم .
دیشب این سریال "last of us" رو دیدم
وسط سریال، دختره بعد فرار از زامبیها و دیکتاتوری و جنگ و... به یه منطقه قرنطینه میرسه. میبینه همه راحت و عادی زندگی میکنن. با غم و حسرت میگه: "کل دغدغه و نگرانی هاشون فقط همینه؟ پسر، درس خوندن، اینکه رنگ دامن و لباسشونو ست کنن؟ همین؟". قشنگ حس کردم ماییم. انگار این دیالوگ رو یه ایرانی گفته وقتی زندگی نرمال بقیه مردم دنیا رو میبینه.
هرکی ازت پرسید ایران چه شکلیه..
بگین: کشوری به زیبایی یوسف با غم و اندوه پدرش؛
و به خیانتکاری برادرانش.