eitaa logo
' دیالوگ‌های‌‌‌‌‌‌حـق :
403 دنبال‌کننده
363 عکس
63 ویدیو
3 فایل
𓏲࣪ 𝗶𝗇︎ ‌𝗍𝗵𝖾࣭ 𝗇︎𝗮‌𝗆︎𝖾 𝗼𝖿︎ 𝗴ْ𝗈𝖽 🌃 ִֶָ بگذشت ُ چـه گویم ك چه بر من بگذشت ' ִֶָ شـروع : 𝟮𝟵 . 𝟮 . 𝟬𝟰 – ִֶָ ‹ ناشناس ِما🤍 https://abzarek.ir/service-p/msg/4475663 › 𝐂𝐫 : @MiM_Mp
مشاهده در ایتا
دانلود
زندگی اینجوری شده که ۲ _ ۳ ساعت بهت خوش می‌گذره؛ بعد یهو ته دلت خالی می‌شه و یک دلشوره عجیبی میاد سراغت.
دیگه دعا نمیکنم اوضاع بهتر شه، دعا میکنم از این بدتر نشه چون دیگه واقعا کم آوردم .
اگ دیر به دیر فعالیت میکنیم چون نت نیست چرا لف میدید اخه.
من میترسم عین زمان کرونا، در امید ''۲ هفته دیگه تموم میشه'' ۲ سال و نیم گیر کنیم .
دیشب این سریال "last of us" رو دیدم وسط سریال، دختره بعد فرار از زامبی‌ها و دیکتاتوری و جنگ و... به یه منطقه قرنطینه می‌رسه. می‌بینه همه راحت و عادی زندگی میکنن. با غم و حسرت می‌گه: "کل دغدغه و نگرانی هاشون فقط همینه؟ پسر، درس خوندن، اینکه رنگ دامن و لباسشونو ست کنن؟ همین؟". قشنگ حس کردم ماییم. انگار این دیالوگ رو یه ایرانی گفته وقتی زندگی نرمال بقیه مردم دنیا رو می‌بینه.
هرکی ازت پرسید ایران چه شکلیه.. بگین: کشوری به زیبایی یوسف با غم و اندوه پدرش؛ و به خیانتکاری برادرانش.
تلافی كنم؟ ‏تو سبک زندگيت خودش تاوانه برات.
کاش میشد خودمو دیلیت اکانت کنم و با یه اکانت جدید وارد زندگیم شم.
من از مردن نمیترسم. از اینکه از دستشون بدم وحشت دارم
هر کسی در عمق وجود خود قبرستان کوچکی دارد که محل آرمیدن تمام کسانی است که او یک روز آن‌ها را بسیار دوست داشته است.
کاش قبل از حرف زدن، کلمات را ذره ذره می‌جوئیدیم، قورت می‌دادیم و هضم می‌کردیم. نه اینکه همه را بلعیده و آخر روی طرف بالا بیاوریم...
هردو در نهایت میمیرند.pdf
حجم: 27.9M
📖 هردو درنهایت میمیرند این کتاب داستانی است درباره دو نوجوان که از طریق یک سرویس تلفنی مطلع می‌شوند که آن‌ها طی ۲۴ ساعت آینده خواهند مرد. این خبر آن‌ها را به هم می‌رساند و با وجود اینکه غریبه هستند، تصمیم می‌گیرند آخرین روزهای خود را با هم بگذرانند.... ✍آدام سیلورا