eitaa logo
' دیالوگ‌های‌‌‌‌‌‌حـق :
403 دنبال‌کننده
362 عکس
64 ویدیو
3 فایل
𓏲࣪ 𝗶𝗇︎ ‌𝗍𝗵𝖾࣭ 𝗇︎𝗮‌𝗆︎𝖾 𝗼𝖿︎ 𝗴ْ𝗈𝖽 🌃 ִֶָ بگذشت ُ چـه گویم ك چه بر من بگذشت ' ִֶָ شـروع : 𝟮𝟵 . 𝟮 . 𝟬𝟰 – ִֶָ ‹ ناشناس ِما🤍 https://abzarek.ir/service-p/msg/4475663 › 𝐂𝐫 : @MiM_Mp
مشاهده در ایتا
دانلود
در بینِ شلوغی ها نگاهت به یک آشنا می افتد یک "آشنایِ قدیمی"و این شروعِ ماجرایِ دلتنگیست.
خوردنی تر می‌شود گیلاسِ باران خورده...آه آب می‌افتد دهانم وقتِ لب تر کردنت!
از کجا معلوم؟! شاید همان‌قدر که من او را دوست دارم؛ او کس دیگری را دوست دارد؟!(:
ما را به سخت‌جانی خود ، این گمان نبود . . .
از درد سخن گفتن و از درد شنیدن با مردم بی‌درد، ندانی که چه دردی‌ست
او به شلوغی های زندگی و دغدغه های هم نسلانش تعلقی نداشت؛ روح او تکه ای از دشت های باز، دریا های بی مرز و آسمان های روشن بود.
قلبم از کار که افتاد، به من شوک ندهید اسم ارباب بیاید، ضربان می‌گیرد : ) .
عشق ابری‌ست که یک سایه‌ی آبی دارد سایه‌اش کاش به دل گاه به گاه افتادن _ حامد عسکری
اما از اونجایی که میدونم قرارِ با وویسام فوران کنه ،بیخیال.