هدایت شده از Blue ocean
هیچوقت نمیدونم کِی برای آخرین بار موقع برگشتن از مدرسه به اون دو نفر تو ایستگاه اتوبوس سلام کردیم
و بعد از اون دیگه هیچوقت قرار نیست ببینیمشون
کلا دلم برا خاطرات تو سرویسمون... سلام کردن رندوم به مردم، آهنگ گوش دادنا، جنگیدنام با عارفه، غیبت کردنام با کیمیا و سارینا، دیدن نیما تکیدو... برا همشون واقعا دلم تنگ میشه:)
بهترین ویژگی مدرسه این بود که لازم نبود قرار بذاری با آدم هایی که دوستشون داری؛
هر روز بودن✨❤️🩹>>
دیگر به خورشید باور نداشتم، نورش بیتأثیر بود. تنها نگاه او مرا روشن میکرد.
اگر روزی غمگین رو به روی تو ایستادم،
گمان مَبر که ضعیف و ناتوانم؛
من روی شانههای تو
حساب دیگری باز کردهام...