𝐸𝒸𝒸𝑒𝒹𝑒𝓃𝓉𝑒𝓈𝒾𝒶𝓈𝓉
بُرونِمیخام<بَرگردی>پیشَم..
صدامو داری ؟ ب احترامت هیچ وقت حتی من نمینداختم نگاهمو جایی ..
خستهام؛
از تمام چیزهایی که در بیرون به پایان رسید؛
اما در درون من ادامه یافت . . .
هیچکس رو انقدر دوست نداشته باشين كه وقتى باهاتون سرد رفتار ميكنه چشماتون پر از اشک بشه:))
اتفاقا رها کن، پیش نرو، خراب کن، جا بزن. برگردی خونه اول خیلی بهتر از اینه که یه مسیر اشتباه رو به هر قیمتی تا آخر بری:)