eitaa logo
𝘽𝙖𝙘𝙠𝙨𝙩𝙧𝙚𝙚𝙩𝙨
343 دنبال‌کننده
10 عکس
36 ویدیو
0 فایل
مشاهده در ایتا
دانلود
EnEmy to L□VER p1 _ توی ی جنگل تاریک بودم ! صدایی بجز باد و شاخه ها نبود ، ترسیده بودم ، از ی طرف دود آتیش بلند میشد ، لباسی که تنم بود ‌‌‌......ی حریر سفید بلند ساحلی مانند ، تاریک بود ، چشم هام بستم.......دوباره باز کردم.....داخل ی مزرعه بودم داخل ی کوهپایه بود بیشتر ، وسط گل های آفتابگردان بودم ، لباسم تغییر کرده بود ....ی دامن کوتاه کیپور سفید با ی نیم تنه زرد ، روی موهام هم ی شاخته ی تاج گل آفتابگردان بود ...... یهو از خواب پریدم _ یهو بلند شد نشست روی تخت دست کشید به موهاش ] ......لعنت ‌‌.....این چه کوفتی بود خدایا & کارینا عزیزم؟؟؟؟؟؟ _ ب....بله مامان....... & دخترم بیا پایین صبحانه _ اره اومدم [ ویو: این چند روز خواب های عجیبی میدمم ، ترسناک بودن ، امروز بهترین روز منه تولد جین ، جین داداش بزرگ تر منه ، همیشه حواسش بهم هست و خیلی دوسم داره ،با اینکه داداش واقعیم نیست.....راستش مامانم با پدرش ازدواج کرده ، خانواده خوشحالی هستیم اقای کیم .....خب زیاد از من خوشش نمیاد اما جین همیشه بهم توجه میکنه و باهام خوبه ، زندگی تغریبا خوبی داریم اقای کیم توی ی شرکت کار میکنه و مامانم هم توی ارایشگاه کار میکنه ...جین هم معلوم نیست چیکار میکنه .....منم داخل موزه کار میکنم ‌.....دانشگاه‌هم تموم شده ولی خب .....مدرکم مال رشته ی هنر ... زیاد نمیتونم کار پیدا کنم .......همینم خوبه ماهی ۴۰ دلار کافی ( ۱۰ ملیون) ولی مامان هم خیلی تلاش میکنه . لباس های معمولی پوشیدم رفتم پایین ] _ صبح بخیر ( لبخند) & صبح بخیر عروسکم _ صبح بخیر داداشی ( موهای جین بهم ریخت) * صبح بخیر کوچولو ی رو مخ (پدر جین احمیتی به جیسو نداد و داشت قهوا اش رو میخورد ) _ یکم ناراحت شد ولی به خودش نیورد) چند دقیقه بعد از تموم شدن صبحانه]]]] _ مامان بزار من میز جمع کنم تو حالت خوب نیست & ی ناله از درد کرد ) بیخیال فقط یکم سرم درد میکنه همین عزیزم _ حالا من جمع میکنم نگران نباش ‌.....امروز سرکار نرو باشه؟؟؟؟؟ * موافقم مامان نرو ....استراحت کن _ باشه باشه ‌....‌‌. [کارینا اروم اروم میز جمع کرد ] # یکم سریع تر ( سرد _ ....ب....باشه بابا (سریع تر جمع کرد ) * خب ....من دیگه باید برم سر کار ( اروم از روی میز بلند شد ) & منم بهتره یکم برم بخوابم . # هوم برو (جین رفت و آلیا هم رفت استراحت کنه ) اسم مادر کارینا آلیا> # نشسته بود روی مبل و داشت با گوشیش کار میکرد ) _ لباس هاش پوشید که بره سر کار ] نمیخوای بیای رمان بخونی جوجو؟؟؟ بزن روی رمان 😝