زیر سنگ آسیابِ روزگار افتادهایم
خوشه زرّینِ عمر ما چه ارزان آرد شد
#صائب_تبریزی
#مهموم
رکعتِ چندم، کجا بودم، نمیدانم! ولی
بُرد نامت را کسی، یادت نمازم را شکست
#مغموم
خنده بر لب میزنم تا کَس نداند رازِ من
ورنه این دنیا که ما دیدیم؛ خندیدن نداشت..!
#صائب_تبریزی
#مهموم
بهش گفتم' چرا همیشه آدمای خوب آسیب میبینن؟
گفت :وقتی میری گل بچینی کدومو انتخاب میکنی ؟!👨🏻🦯 ...
#مهموم
خورشید به مآه گفت :
جایمان را عوض کنیم ؟!
مآه به خورشید گفت : آیا میتوانی طاقت بیاوری صدای کسانی را که شب ها گریه میکنند ؟
خورشید گفت : آیا تو میتوانی افکار کسانی را تحمل کنی که برای گریه کردن منتظر شب میمانند ؟!