eitaa logo
اقتصاد اخلاقی و اخلاق اقتصادی
490 دنبال‌کننده
440 عکس
295 ویدیو
5 فایل
محلی برای به اشتراک گذاشتن تحقیقات علمی؛ البته بدون بیان پیچیدگی‌های علمی و با یک بیان عمومی. ارتباط: @Moshiry_m
مشاهده در ایتا
دانلود
اقتصاد اخلاقی و اخلاق اقتصادی
✅ واریز مستقیم کمک‌های مردمی به حساب دفتر رهبر معظم انقلاب برای کمک به رزمندگان مقاومت #لبنان 1️⃣ا
📣 وَ الَّذِينَ جَاهَدُوا فِينَا لَنَهْدِيَنَّهُمْ سُبُلَنَا ۚ وَ إِنَّ اللَّهَ لَمَعَ الْمُحْسِنِينَ و آنها که در راه ما (با خلوص نیّت) جهاد کنند، قطعاً به راه‌های خود، هدایتشان خواهیم کرد؛ و خداوند با نیکوکاران است. 📣الَّذِينَ آمَنُوا وَ هَاجَرُوا وَ جَاهَدُوا فِي سَبِيلِ اللَّهِ بِأَمْوَالِهِمْ وَ أَنْفُسِهِمْ أَعْظَمُ دَرَجَةً عِنْدَ اللَّهِ ۚ وَ أُولَٰئِكَ هُمُ الْفَائِزُونَ آنها که ایمان آوردند، و هجرت کردند، و با اموال و جانهایشان در راه خدا جهاد نمودند، مقامشان نزد خدا برتر است؛ و آنها پیروز و رستگارند!
💡چقدر زشته که یک خارجی و غیرمسلمان اینطور باشه و ما... 🔰میودراگ بوژوویچ، سرمربی استقلال خوزستان: در جوانی وقتی یوگسلاوی سابق توسط آمریکا اشغال شد، اسلحه گرفتم و جنگیدم. تعجب می‌کنم که شما ایرانی‌ها چطور از کوکاکولا و پپسی استفاده می‌کنید وقتی می‌دانید پول آن به حساب دشمنتان یعنی آمریکا واریز می‌شود. من هرگز لب به آن‌ها نمی‌زنم! 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇👇👇 @Economic_Ethics
🔴 شط‌علی و سگ‌ماهی‌ها... 🔹از اهواز بدون اینکه بدانیم کجا می‌رویم عازم جبهه شدیم؛ ناگهان ورودی دریاچه‌ای به نام شط‌علی پیاده‌مان کردند و با قایق به سوی سنگرهایی از جنس فیبر فشره بردند. نه سنگرمان خاکی بود نه زیر پایمان سفت! در خواب هم جبهه را این مدلی ندیده بودم. 🔸منی که شنا بلد نبودم و از آب می‌ترسیدم، مأموریتم شده بود جنگیدن روی آب! یواش یواش با کمک جلیقه نجات، ترسم ریخت. سنگر ما با عراقی‌ها حدود ۵۰۰ متر فاصله داشت، اما بعضی سنگرها ۵۰ متر آن‌طرف‌ترشان عراقی‌ها بودند و باید در این فاصله کم و با وجود نیزارها تحرکات عراقی‌ها را زیر نظر می‌گرفتیم. هر لحظه‌ ممکن بود غواصان عراقی، بدون اینکه کسی متوجه شود از میان نیزارها سیم بکسل به زیر سنگر نصب کنند و به‌وسیله موتورهای سنگین، سنگرها را سمت خودشان بکشند! همه چیز فراهم بود که ظرف یک هفته یا از فشار استرس، روانی شوی یا کلاً دیگر هیچ چیز نتواند آرامشت را برهم زند. 🔸 ۴۵ روزی در شط‌علی بودیم، در آب‌های شط‌علی ماهی‌هایی روی آب می‌آمدند و ما هم برای سرگرمی برایشان خرده نان می‌ریختیم و ناگهان چندین ماهی به سمت خرده نان هجوم می‌آوردند. در این بین یکی از هم سنگرهایمان به نام محسن جلال مهر، از سر کنجکاوی گفت: می‌خواهم یکی از ماهی‌ها را بگیرم؛ گرفتن ماهی همان و تورم دستش همان! بعداً فهمیدیم این نوع ماهی‌های خطرناک، سگ‌ماهی نام دارند. 🔹چون منطقه خطرناکی بودیم، دوستان بهداری برای درمان چنین چیزی، همکاری نمی‌کردند، رفیقم (علی‌حسن شریعت‌زاده) هم پشت بیسیم‌ گفت: مجروح شده‌ام، آنها هم با قایق بدون صدا و با پارو زدن خودشان را رساندند؛ وقتی صحنه را دیدند عصبانی شدند که شما چرا دروغ گفتید! 🔸گفتم: اگر راستش را می‌گفتیم که نمی‌آمدید! رفیقم را برای مداوا بردند و فردایش به سلامتی برگشت و از آن موقع دیگه فکر شکار سگ ماهی‌ را از سرمان بیرون کردیم. 📌ادامه دارد... ✍سید رضا مشیری 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇👇👇 @Economic_Ethics
🔴و خدایی که در این نزدیکی است... (ادامه از متن قبل) 🔹 سگ‌ماهی‌ها همانقدر که مایه سرگرمی بودند چندبرابرش روی اعصاب بودند، در آن شرایط پر خطر بغل گوش دشمن، گاهی سگ‌ماهی‌ها سر و صداهایی درست می‌کردند و ما نمی‌دانستیم این صداها از غواص‌های دشمن است یا سگ‌ماهی‌ها! 🔹 یک روز در شط‌علی و در حالی‌که مشغول نگهبانی بودم، ناگهان سگ‌ماهی‌های شط‌علی مجدداً سر و صدا راه انداخته بودند و من هم دیگر اعصاب تحمل آنها را نداشتم، شروع کردم به تیراندازی به سمت آنها تا شاید از شرشان خلاص شویم. 🔸فردای آن روز بوی خفیف بدی از همان سمت به مشام می‌رسید، گفتیم لابد لاشه ماهی‌های مرده در آب گندیده. یکی از رفقا به نام سلیمان افشین رفت تا مطمئن شود این بو از کجاست؟ معلوم شد شب قبل صداها از سگ‌ماهی‌ها نبوده‌ بلکه غواص‌های دشمن بوده‌اند و برخلاف همیشه که این صدها را تحمل می‌کردیم این عصبانی شدن من و کار غیرمعمولم یعنی تیراندازی به سمت ماهی‌ها، مقدمه‌ شده بود برای ضربه خوردن دشمن و نجات ما. 🔹معلوم نبود آن غواص‌ها چه نقشه‌ای برای ما داشته بودند و با این عصبانیت و تیراندازی من به سمت ماهی‌‌ها! این نقشه بر آب شده بود! شاید اسیر می‌شدیم، شاید بمب‌گذاری می‌کردند و... 🔸اینکه قرآن می‌گوید «هُوَ أَضْحَكَ وَأَبْكَى» فقط این نیست که خدا بخنداند و بگریاند، گاهی هم خداوند کنترل اعصاب شما را از شما می‌گیرد تا دست به کارهای غیرمعمول بزنید و همان عصبانیت و کارغیرمعمول شما مایه برکت برایتان شود. 🔹ناگفته نماند روال عراقی‌ها این بود که اگر ما کوچکترین تحرک نظامی به سوی آنها می‌داشتیم به دلیل برتری تجهیزات نظامی حتماً با توپ‌خانه پاسخی به ما می‌دادند که مایه دردسرمان می‌شد اما آن شب تیراندازی من چون غیرمستقیم بود، خبری از پاسخ عراقی‌ها هم نشد. ✍️سید رضا مشیری 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇👇👇 @Economic_Ethics
🔸کتاب: خلق پول و اعتبار، از منظر فقه و اقتصاد 🔹نویسنده: سید روح الله مشیری 🔴🔴🔴برای خرید و سفارش اینترنتی این کتاب می‌توانید از لینک زیر اقدام کنید👇👇 https://shop.rihu.ac.ir/product/detail/1915/%D8%AE%D9%84%D9%82-%D9%BE%D9%88%D9%84-%D9%88%D8%A7%D8%B9%D8%AA%D8%A8%D8%A7%D8%B1-%D8%A7%D8%B2-%D9%85%D9%86%D8%B8%D8%B1-%D9%81%D9%82%D9%87-%D9%88%D8%A7%D9%82%D8%AA%D8%B5%D8%A7%D8%AF 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇👇👇 @Economic_Ethics
1.9M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
📽اینم یه دانشجوی یهودی که رفته بلغارستان بخونه و مورد تمسخر یه استنداپ‌کمدین قرار گرفته. 🔶شاید باور نکنید ولی بسیاری از ، یهودی هستند و اساساً یهودی‌ها سعی می‌کنند نبض این رشته را در دست داشته باشند. بقیه چیزا خودش حل میشه و پول میدن، دیگران براشون اسلحه می‌سازن. 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇 @Economic_Ethics
🔻هنگامي كه امیرالمؤمنین علیه‌السلام خبر شهادت مالک اشتر رحمه‌الله را شنيد فرمودند:  مالک؛ چه مالكی! چه باعظمت بود مالک! به خدا سوگند، اگر كوه بود، بسيار بزرگ و بی‌نظير بود؛ اگر سنگ بود بسيار سخت و غيرقابل شكست بود؛ چنان بلندی داشت كه هیچکس به قله آن نمی‌رسيد و پرنده‌ای بر فراز آن ارتفاع نمی‌گرفت. 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇👇👇 @Economic_Ethics
🔻قال رسول الله صلى‌الله‌عليه‌و‌آله: فُضِّلتُ علَى الأنبياءِ بأربَعٍ: ...نُصِرتُ بالرُّعبِ مَسيرَةَ شَهرٍ يَقذِفُهُ في قُلوبِ أعدائی 🔸پيامبر اکرم صلى‌الله‌عليه‌و‌آله فرمودند: به من چهار برترى بر ديگر پيامبران داده شده است: ... یکی این است که به‌وسيله رعب و وحشت يارى شده‌ام كه از مسافت يك ماه راه، خداوند در دل دشمنان من رعب مى‌افكند. 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇 @Economic_Ethics
🔻دلاوران ما، مردان مردی هستند که نه در بستر راحتی بلکه در ، تا آخرین قطر خون، را از یاد نبرده و با خون پاک خود خضاب می‌شوند... 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇 @Economic_Ethics
‍ 🔻سکانس پایانی یک 🔹️آن‌طور که دشمن گفته و تصاویر نشان می‌دهند، سکانس پایانی قهرمانِ قصه ما این‌گونه بوده: پیرمرد، تنها بود و بی‌کس و البته شجاع و نترس. جوان‌های دشمن محاصره‌اش کردند ولی ، تا آخرین گلوله جنگید. نیروهای تیپ ویژه، از او ترسیدند و با تانک به سمت او شلیک کردند. زانوی چپش کاملا خرد شد، ساعد دست راست هم شست، انگشت سبابه دست چپ هم قطع شد؛ اما او تسلیم نشد. فرمانده نیروهای ویژه تلاش کرد با نیروهایش از پله‌ها بالا رفته و بر قهرمانِ زخمی و بی‌رمق، پیروز شود؛ اما او با نارنجک این‌ها را عقب راند. 🔹️شکستگی استخوان‌ها و خون‌ریزی‌، رمق از قهرمان ربوده بود. کوادکوپتر وارد ساختمان شد تا بدانند این کیست؟ اما او در تنهایی و جراحت هم کاملا باهوش و زرنگ بود: چهره‌اش را با چفیه‌ای پوشانده بود و با همان درد شدید، کوادکوپتر را فراری داد. 🔹️تک‌تیرانداز دشمن به پیشانی‌اش شلیک کرد اما خونی بر صورتش نریخته، یعنی خون‌ریزی خیلی شدید بوده و خونی در بدن نداشته. در نهایت مجددا تانک دشمن گلوله دیگری شلیک کرد و طبقه دوم آوار شد. نیروهای ویژه، هنوز جرأت نزدیک شدن به قهرمان در طبقه دوم را نداشتند و او را رها کردند. یک روز بعد و پس از تمام شدن همه چیز، بالاخره بالا رفتند و را دیدند که در کنار سلاح و کتاب دعای‌ش به شهادت رسیده است. 🔹️فیلمنامه و دکوراسیون صحنه، عجیب سورئال است. قهرمان قصه، یک دارد که ناگزیر شده با چسب برق، قطعات آن را به هم بچسباند. تا آخرین فشنگ و جنگیده. پیکرش نه روی زمین، که روی مبل افتاده و زیر تونل‌ها نیست؛ بلکه در یک منزل مسکونی عادی است. 🔹️عجب دکوراسیون عجیبی برای پایان‌بندی فیلم! قهرمان، خانه، مبل، اسلحه و البته کتاب دعا...حتی وقتی سربازان دشمن بالای پیکر او هستند، هیچ نشانه‌ای از خوشحالی در آن‌ها نیست؛ چهره‌های‌شان بهت‌زده است. 🔹ابوابراهیم شهید شده و اکنون، منتظر ابراهیم هایی هستیم که قرار است بت بزرگ را بشکنند و بساط نمرود و نمرودیان را جمع کنند. آتش بر این ابراهیم‌ها، گلستان است و خوشا به حال اینان. 🔹️همیشه، خورشید در سپیده‌دم خود، از میان خون برمی‌خیزد. آنان که سرخی شفق را می‌بینند، منتظر سپیدی خورشید هم هستند. ✍عبدالحمید بیات 🌹به اقتصاد اخلاقی بپیوندید👇👇👇 @Economic_Ethics