در آسمان انگار چیزی تازه می دید؛
با اشک دیده چشم را خونبار میکرد... 💔
امشب ز شبهای دگر مظلوم تر بود،
این را اذان، وقت سحر اقرار میکرد..
دنیا برایش صحنه هایی پر ز غم داشت
که هر شب را مثل شام تار میکرد...