eitaa logo
Edit Grimes | ادیت گرایمز
1.7هزار دنبال‌کننده
8.8هزار عکس
2.9هزار ویدیو
79 فایل
📍﷽📍 🔶 ادیت گرایمز دنیایی از طراحی های جذاب و حرف های گفتنی 🔶 مرجع طرح های جذاب و ادیت های مختلف 😉 طراحی با قیمت خیلی مناسب ☺️ 🔴استفاده محتوا و تصاویر بدون رضایت کاملا حرامه🔴 💠سفارش،ارتباط وپیشنهاد: @edirgrmes
مشاهده در ایتا
دانلود
اون دختر هم میگفت تو رو به زهرا قسمت میدم که کاری با من نداشته باشی ولی من که نه زهرایی میشناختم نه حسینی!
دخترخانم چادری بهم گفت بیا فقط امشبو به خاطر حضرت زهرا گناه نکن ببین چجوری دستتو میگیره اصلا اگه دستتو نگرفت برو هرکاری که میخوای بکن...
منم غیرتی شدم و اون دخترو دوباره رسوندمش دم حسینیه اونم پیاده شد و همینجوری که گریه میکرد گفت خدا خیرت بده انشالله حضرت زهرا دستتو بگیره
منم که ضد حال خورده بودم رفتم خونمون کسی خونه نبود همه رفته بودن عزاداری چون فقط من توی خانواده لات و لوت بودم...
تلویزیون رو روشن کردم دیدم داره کربلا رو به صورت زنده نشون میده من همونجا دلم شکست و تا جون داشتم گریه کردم،فریاد زدم،ناله کردم و حسابی خودمو خالی کردم خالی کردم تموم بغضایی که این چند سال تو گلوم گیر کرده بود
گفتم یا زهرا خودت دستمو بگیر...💔
نزدیکای سحر بود که مامان و بابام و داداشم اومدن یهو مامانم اومد گفت رضا کجا بودی؟ چقدر بوی حسین میدی؟چقدر بوی زهرا میدی:)💔 اوناهم از شدت خوشحالی گریه میکردن و میگفتن پسرم حسینی شده...
از اون شب به بعد تصمیم گرفتم برم هیئت لباس مشکی هامو پوشیدم و رفتم زنجیر زدم! به یاد تموم سیلی هایی که به مهدی فاطمه زدم زنجیر رو محکم تر میزدم..
خیلی یهویی یه نفر اومد گفت رضا میای بریم کربلا؟ هنوز ماه صفر تموم نشده بود یهو دیدم وسط بین الحرمینم:)))
اونجا گفتم حسین جان داری با دل من چیکار میکنی؟ یه شبه منو کربلایی کردی تو چیکار کردی با من یا زهرا💔
حدود یک سال بعد مامانم اومد بهم گفت رضا جان حالا که با امام حسین رفیق شدی حالا که آبروتو به دست اوردی بیا بریم برات خواستگاری...
منم قبول کردم و رفتیم خواستگاری بابای دختره از قبل تحقیق کرده بود و منو برد تو اتاق گفت من از گذشته ی تو خبر دارم!ازت میخوام با حسین رفیق بمونی... من دخترمو بهت میدم