هدایت شده از no_lie
وقتیداشتمیرفتخداحافظینکردم
نهاینکهنخواما..نه,فقطنتونستم
نتونستمباورکنمکهقرارهیهتیکهازوجودمترکمکنهوبره
ادعاکردمرفتنِشواسممهمنیست
ولیوقتیرفتیهنوریتوقلبمواسهیهمیشهخاموششد
یهبرقیتوچشاممواسههمیشهخاموششد
ذوقمواسههمیشهکورشد
واینوخوبمیدونمکهیهتیکهازوجودم
قرارههمیشهدلتنگِشبمونه.
@no_lie