حفرهای در بدنم داشتم.
به ماهر ترین بنا گفتم که با سیمان پرش کند؛ اما پر نشد.
از لوازمالتحریری چسب خریدم تا ببندمش ؛اما باز میشدند.
درخواست کردم از سرآشپز که لذیذ ترین خوردنی ها را بیاورد؛ ولی نه سیر شدم و نه حفره تغییری کرد.
به خیاط گفتم بدوزتش؛ ولیکن نخ ها بلعیده میشدند.
از گل فروشی دسته ای پرپشت،گل لاله و زنبق و سوسن خریدم تا پرش کنم ؛ لاکن پژمرده میشدند.
باری ناامید شدم و آری منزوی گشتم .
در گوشه کناری از شهر نشستم،نمیدانم کجا؛حفره ی تاریک توخالی بزرگ و بزرگتر می شد و سیاهیاش داشت رنگ و روی شهر را هم میبلعید.شهر دگر شهر نبود.من کجا بودم؟
در کنارم، تهیدستی طلب پول میکرد،من که چیزی برای از دست دادن نداشتم،خرده ای پول به او دادم.
خوشحال شد و لبخندش به گرمی نور گرم خورشید طلایی دلم را دما بخشید؛حفره گزگز کرد.
گیر شکستهی دخترکی که گریه میکرد را از میان گودی دستهای کوچکش برداشتم و جای خالیاش را با گیرسر نو ی خودم که بسیار هم دوست میداشتم پر کردم.
خندید،چشمانش بهمن خندید.لبهای صورتیاش که حالا گوشههایش به بالا متمایل میشد دلم را آرام کرد؛تحرک حفره نیز احساس میشد.
گربه ای را سیر کردم؛
نامهای به ناپیدایی نوشتم؛
دستمزدی افزون بر هزینهی اصلی به فروشنده تقدیم کردم؛
عزیزی را دیدار؛
گلی را تماشا؛
مخلوقی را تحسین ؛
خالقیرا ستایش…
نا گهان حفره دیگر نمیجهید،نبود که بجهد.
#Elsewhere
toby-fox-fallen-down-reprise-slowed-reverb-muffled.mp3
زمان:
حجم:
2.5M
Fallen down || toby fox🍃
+ 0:52 :')
18.7M حجم رسانه بالاست
مشاهده در ایتا
•Turn the volume up and let the night speak🛣
#video🌙
★دگـــرجــا﴿🍪﴾.
•Turn the volume up and let the night speak🛣 #video🌙
Liana Floresliana_flores_-_rises_the_moon.mp3
زمان:
حجم:
2.7M
0:54
•Oh-oh, close your weary eyes
I promise you that soon the autumn comes
To darken fading summer skies
Breathe, breathe, breathe~
•آه... چشمان خستهات را ببند.
قول میدهم بهزودی پاییز از راه میرسد
تا آسمانهای رو به خاموشیِ تابستان را تاریک کند.
نفس بکش، نفس بکش، نفس بکش~
•🍃~
172 DUET.m4a
حجم:
2.2M
They're happy without you.
Now It's time to say goodbye, omori💡
* 1:38🎻