خدایا با خاک این دماغی ک واسم ساختن ملائکه قشنگ میشد دوتا دیگ آدم آفرید
از ما ک گذشت ولی رسیدگی کن، دل به کار نمیدن
یعنی چی که هی ما باید با اسب سفید بیایم
یه بارم شما با بابای کارخونه دار که پیر و مریضه بیاید!!!
یکی از جذابترین حسهای زندگیم همون حسی بود که از خندوندن دختر کوچیک همسایهمون بعد گریه کردنش، درک کردم...