𝙀𝙢𝙥𝙩𝙮 𝙝𝙚𝙖𝙧𝙨𝙚
خواستید حرف بزنیم: پیغام بذارید.
از اونجایی که میگی یکدفعه ایی چشم هارو باز میکردیم پس طبیعتا همه چیز عجیب و کنجکاوانه به نظر میرسید! از حیوانات کوچیک شروع میکردم و از نزدیک نگاشون میکردم چون هنوز نمیدونستم ترس چیه به به بالای کوه ها میرفتم و منظره هارو از بالا هم میدیدم و زیر آب چشامو باز نگه میداشتم تا همه چیزو با دقت ببینم
و اما چشم ها چشم ها و چشم ها ...
به همه چشم های مردم اطرافم خیره میشدم چون در نهایت چشم ها جذب چشم ها میشن :)
_
بله دقیقا همین