نفس : جواب بده
نیما :ای خداااااا حامی بود گفت میخواد با علیرضا بره بیرون زنگ زده ببینه منم میام یا نه دخترم هم نیست :/
نفس : خب منم میام که دختر هم باشه >>
نیما: نه خیر شما هیچ جا نمیای میشنی همین جا
نفس: میام
نیما: نمیای
نفس: میام
نیما: نمیای
نفس: میام میام میام میامممممم(داد)
نیما: باشه بابا سگ خورد تو هم بیا 🦦
نفس : ایوللللللل اخجونننننن قرار با داداشی برم دور دور 🎀✨
یه لحظه صبر کن ببینم سگ رو با من بودی ؟؟
نیما: امم بستگی داره تو از کدوم زاویه نگاش کنی ^^
نفس : الان همون زاویه رو میکنم تو...
نیما : اع اع اع زشته بچه 🧑🦯
نفس: ولش کن حالا ساعت چند میخوایم بریم؟؟
نیما : ساعتتتتتت شیشششش(با حرص )
نفس : اوکی من رفتم
نیما: کجا میخوای بری
نفس : اتاقم میخوام برم فیلم بینم تا اون موقع
نیما : خب لپتاپ رو بیار اینحا باهم ببینیم
نفس : باشه
+رفتم لپتاپ رو از توی اتاقم برداشتم و رفتم کنار نیما نشستم یه فیلم دانلود کرده بودم میگفتن خیلی قشنگ همون رو پلی کردم راست هم میگفتم خیلی فیلم قشنگی بود ژانر عاشقانه بود من یه جاهایی اشک هم دراومد ولی نیما هیچ ری اکشنی نشون نمیداد داشتیم همین جوری فیلم میدیدم که ...
ادامه دارد...
نویسنده: کیمیآ🌊
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
نفس : جواب بده نیما :ای خداااااا حامی بود گفت میخواد با علیرضا بره بیرون زنگ زده ببینه منم میام یا
پارت جدید و طولانی تقدیم نگاهتون ✨🎀
اگه تا شب ناشناس پر باشه یه پارت دیگه هم میدم 🦦🧑🦯✨
📪پیام جدید
https://eitaa.com/bolu11_moon/1846
دخترم میخوام سن کراشمو ببینم
وا عزیزم مگه دختر نیستی ؟؟🧑🦯
📪پیام جدید
یه حسی بهم میگه قراره یزید بازی داشته باشیم
چقدر حس شیشمت قوی زدی تو هدف عشقم 🧑🦯🦦
𝑬𝒏𝒅𝒍𝒆𝒔𝒔 𝒕𝒆𝒂𝒓𝒔
درود. هلنهستم. اسمشناسنامهایمزهراس دوستِکیمیام...(حضوری) اهلِخوزستان🥸🎀
خوشبختم 🦦🎀(انگار تازه باهات آشنا شدم نه ۶ سال 🦦)