eitaa logo
əʇəɹuıʇʎ
160 دنبال‌کننده
1.8هزار عکس
303 ویدیو
51 فایل
•[جناب بند زده پای مرا گیسوی زنجیری تو]• زندگی نمیکنی دخترم!زندگی کن! با موهای کوتاه یا بلند، با دامن گلدار یا شلوار لی، با رژ قرمز یا بدون رژ قرمز؛ زندگی کن حیات جان!🕊 اساتید تبادل و حمایتی نداریم
مشاهده در ایتا
دانلود
فایل دانلود اسنپ چت رو پیدا کردم امشب بشیم ۲۰۰ تا میزارمش😁🙂💙
روزهایی میرسند که موهایت سراغ انگشتهایم را میگیرند و جیب هایت به جستجوی دستهایم تمام خیابان ها را پرسه میزنند … چشم هایت همه جا دنبالم میگردند و لب هایت به اشتباه به صورت آدم های غریبه لبخند میزنند و نامم را صدا می کنند … روزهایی میرسند که مغزت از تکرار خاطره هایم درد میگیرد و قلبت مدام از تو میپرسد چرا…؟ باور کن روزهایی میرسند که آدم ها باید به خودشان جواب پس بدهند! بعد از رفتنت هیچ نمیگویم … من تو را به روزهای سخت دلتنگی میسپارم …
آدمی با بهانه های کوچک است که زنده میماند ! عطری ، پیراهنی ، امید برگشتنی ؛ دوباره دوستت دارم شنیدنی چیزی ...
ذوق مرگ شدم🙂💔😂
مثلا بشیم ۲۰۰ تا
əʇəɹuıʇʎ
شب درد دارد مثل پای مادربزرگ سنگین است شبیه خستگی های پدر ساکت است مثل برف پشت پنجره بغض دارد مثل
جادوی چشم های تو را دختری نداشت جادوی چشم های تو را دیگری نداشت می خواستم وجود تو را شاعری کنم کاری که احتیاج به خوش باوری نداشت آتش زدی به زندگی مرد آذری تقویم قبل آمدن تو《آذر》ی نداشت در چشم هات معجزه بیداد می کند باید چگونه دعوی پیغمبری نداشت یک شهر دربه‌در شده است از حضور تو یوسف هم این قدر به خدا مشتری نداشت بر تخت خود بخواب و به جمشید ها بگو این مرد قصد غارت و اسکندری نداشت وقتی که رفت جنس دلم را شناختم او یک فرشته بود،اگر چه پری نداشت... @Endlesseternity
هدایت شده از خآتون| KHATOON✂️ 🪡
یکی مونده فقد🤧🌿
ما هم که قسمت نیست بشیم ۲۰۰ نفر🙂💔
سیل های ارس نگاهم میخ کوفته های وسط سفره شد یاد اولین باری افتادم که سارا کوفته پخته بود خندیدم بغضم رو خوردم و سر سفره نشستم بوی کوفته تبریزی کل خونه رو برداشته بود سارا بدو بدو رفت سمت قابلمه درش رو برداشت و یهو لبخند روی لبش ماسید _برو کنار ببینم چه کردی،بوش که عالیه مطمعنم طعمش هم مثل بوشه _نه _چی نه _امروز ناهار نداریم...غذا سوخت _نسوخته که بوی سوختنی نمیاد...برو کنار ببینم توی قابلمه رو کنارش زدم و نگاهم میخ محتویات قابلمه شد اول حسابی توی شک بودم با صدای هق هق سارا به خودم اومدم :نگا چقدر بد شد همش وا رفته هیچی سالم نمونده _اول که اشک هات رو پاک کن دوما چشه مگه دفعه اولت بوده بابام تعریف میکرد مامانم هم وقتی اولین بار کوفته پخته شل شده وا رفته چیز عجیبی نیست که خنده محوی روی لب هاش نشست:حالا چی بخوریم برای ناهار _کوفته خانومم پز _ارس جدی دارم حرف میزنم اینا رو که نمیشه خورد _شما نمیخوای نخوری نخور املت هست من که خیلی مشتاقم ببینم مزش هم مثل بوش خوبه یا نه... _عمو ارس _بله _چرا صدات میکنم جواب نمیدی عمو _نشنیدم یه بار دیگه بگو _عمو تو که بچه نداری پس این همه اسباب بازی مال کیه نگاه همه خشک شده بود روی شنتیا:غذات رو بخور شنتیا سر سفره نباید حرف بزنی _کی گفته من بچه ندارم؟ هان؟من هم یه دختر دارم اسمش آناست _وای عمو راست میگی پس کجاست چرا من ندیدمش تا حالا _پیش فرشته هاست عمو ... @Endlesseternity`•🌊
200 شدیم😍😌😂💙