سیل های ارس
نگاهم میخ کوفته های وسط سفره شد یاد اولین باری افتادم که سارا کوفته پخته بود خندیدم بغضم رو خوردم و سر سفره نشستم
بوی کوفته تبریزی کل خونه رو برداشته بود سارا بدو بدو رفت سمت قابلمه درش رو برداشت و یهو لبخند روی لبش ماسید
_برو کنار ببینم چه کردی،بوش که عالیه مطمعنم طعمش هم مثل بوشه
_نه
_چی نه
_امروز ناهار نداریم...غذا سوخت
_نسوخته که بوی سوختنی نمیاد...برو کنار ببینم توی قابلمه رو
کنارش زدم و نگاهم میخ محتویات قابلمه شد اول حسابی توی شک بودم با صدای هق هق سارا به خودم اومدم :نگا چقدر بد شد همش وا رفته هیچی سالم نمونده
_اول که اشک هات رو پاک کن دوما چشه مگه دفعه اولت بوده بابام تعریف میکرد مامانم هم وقتی اولین بار کوفته پخته شل شده وا رفته چیز عجیبی نیست که
خنده محوی روی لب هاش نشست:حالا چی بخوریم برای ناهار
_کوفته خانومم پز
_ارس جدی دارم حرف میزنم اینا رو که نمیشه خورد
_شما نمیخوای نخوری نخور املت هست من که خیلی مشتاقم ببینم مزش هم مثل بوش خوبه یا نه...
_عمو ارس
_بله
_چرا صدات میکنم جواب نمیدی عمو
_نشنیدم یه بار دیگه بگو
_عمو تو که بچه نداری پس این همه اسباب بازی مال کیه
نگاه همه خشک شده بود روی شنتیا:غذات رو بخور شنتیا سر سفره نباید حرف بزنی
_کی گفته من بچه ندارم؟ هان؟من هم یه دختر دارم اسمش آناست
_وای عمو راست میگی پس کجاست چرا من ندیدمش تا حالا
_پیش فرشته هاست عمو
...
#خودم_نویس
#رمان
#پارت4
@Endlesseternity`•🌊
خب بچه ها فایل دانلود اسنپ چت چون حجمش خیلی زیاد بود نشد که بفرستمش برای همین یه کانال نوی تلگرام زدم الان لینک میدم اگه خواستید برید از اونجا دانلود کنید
əʇəɹuıʇʎ
خب بچه ها فایل دانلود اسنپ چت چون حجمش خیلی زیاد بود نشد که بفرستمش برای همین یه کانال نوی تلگرام زد
@Endlesseternityy
این هم لینک کانال تلگرام برید از اونجا دانلود کنید
از آخرین شبم که بِخیر بود تا امشب هزار و یک شب گذشته است،
به من هزار و یک "شب بخیر" بدهکاری شهرزادِ قصّهگویِ من.
#عادل_رستمکلایی
زن هارا باید آهسته در آغوش کشید
آن ها در زندگی
آنقدر برای رسیدن به عشق
انتظار کشیده اند
که تمام تنهایی تنشان
ترک برداشته است...!
#علیرضا_اسفندیاری