هدایت شده از اَنارستــــــون
شربتبریزهای ایستگاههای صلواتیِ ماه شعبان، شبِ چهارم گریه میکنند. من این گریهها را چند سال است زیر نظر دارم. دست خودشان نیست. توی دودِ اسفند و دودِ ماشین و موتورهایی که ایستادهاند، من اشکهایشان را زیاد دیدهام. همهشان شبیهِ هم یک جوری که هیچکس نفهمد اشک پاک میکنند، جوری که انگار دارند عرق پیشانی را با ساعد برمیدارند. شب چهارم، موقع شکستن یخها، وقتی شربتها تگری میشوند، همین که رهگذرها میگویند اجرتان با صاحبِ امشب، گریه میکنند، ولی آرام.
وقتی روز سوم غروب میشود، وقتی تازه شب چهارم رسیده، دیدهام که شربتبریزها پارچ برمیدارند میآیند این طرف خیابان که هیچ کس از قلم نیفتد. وقتی بچهها میگویند: «عمو، میشه یکی دیگه بریزی؟!» ، بعضی وقتها بلند هقهق میکنند. بعد میروند یک لیوان بزرگتر پیدا میکنند تا بچه خوشحالتر بشوند.
ما رهگذرها، همیشه عجله داریم؛ شربت میخوریم و زود میرویم و نمیبینیم خودشان حواسشان جمع بوده به یاد آن شرمندگی، آن تشنگی بزرگ هیچ شربت نخورند...
#امیرحسین_معتمد
@Anarestun
هدایت شده از نهنگ ۵۲ هرتزی.
کسی چه میداند شاید درون دل زنی که نیمه شب در اتاق پیانو می نوازد، و مردی که در سرمای زمستان سیگار میکشد، کسی خود را حلق آویز کرده باشد!
- جودی.
هدایت شده از نهنگ ۵۲ هرتزی.
مکان مناسب برای اولین بوسه :
بالکن.
( زمانی که محبوب به طور غیر قانونی از درخت بالا اومده و خودش رو به بالکن اتاقت رسونده.)
هدایت شده از نهنگ ۵۲ هرتزی.
مکان مناسب برای اولین بوسه :
گوشه ترین بخش کتابخانه :)
هیچ وقت فکر نمیکردم توییتر انقدر اطلاعات من رو ببره بالا
آخه اون قابلیت کوفتی آناناس رو من چرا باید الان بفهمممممم😔😂
http://payamenashenas.ir/ELAHE80
https://harfeto.timefriend.net/16295330116842
بعد از این همه وقت یکم حرف بزنیم؟🐣☝️🏽