eitaa logo
انرژی مثبت😍
4هزار دنبال‌کننده
20.8هزار عکس
5هزار ویدیو
7 فایل
به نام خدا تبلیغات نه ازنظرمارد میشود ونه تاییدمیشود😍 تعرف تبلیغات قیمت مناسب 👎 https://eitaa.com/joinchat/866648400C9a1ea12469 ایدی👎 @massomeostadi لینک کانال https://eitaa.com/joinchat/438763812C2474888f1e
مشاهده در ایتا
دانلود
اگر نمی توانی مدادی باشی‌،،،، که خوشبختی یک نفر را بنویسد... پس حداقل سعی کن پاک کن باشی که غم کسی را پاک کند... ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
همه چشم اندازها وقتی زیباست که نمره ی عینک مهربانی شما بیست باشد... ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
.. تا اون‌روز فکر میکردم جادوگرا آدمای عجیبین، شبیه آدم عادی نیستن، فکر میکردم حتی ممکنه انسان نباشن و سم داشته باشن. يهو یه مرد از کلبه اومد بیرون، موهای بلند جوگندمی داشت، صورتش بخاطر آفتاب سبزه شده بود، چشماش آبی روشن بود که آدمو به ترس مینداخت. تا اومد بیرون خیره شد به من.. بایرام گفت زنمه غریبه نیست.. آقا ذبیح بدون اینکه جواب بده رفت تو خونه. یهو با جهانشاه اومد بیرون گفت دنبال این اومدید؟ جفتمون تعجب کردیم، بایرام اخماشو کرد توهم گفت پسرم اینجا چیکار میکنه؟ آقا ذبیح گفت شمس الله پیداش کرده ،من میدونستم میای، بخاطر همین نگهش داشتم. با ترس گفتم جهانشاه، مادر زود بیا پیش من.. ولی جهانشاه سریع پرید بغل آقا ذبيح.. منو بایرام با تعجب بهمدیگه نگاه کردیم، آقا ذبیح بچه رو آورد داد به بایرام آروم گفت شمس الله وقتی پیداش کرده داشته میومده سمت کلبه‌ی ما، بهش بگو دیگه نیاد، ممکنه ما بیرون نباشیم گم بشه.. به جهانشاه نگاه کردم انگار دلش نمیخواست باهامون بیاد، بایرام بهم اشاره داد که برگردیم. سریع راه افتادم، از اونجا بودن معذب بودم...... وقتی برگشتیم گفتم جهانشاه چرا رفتی اونجا؟ دیگه نرو مادر، اونجا برای بچه ها خوب نیست.. ادامه در پارت بعدی............. داستانهای_آموزنده 😍😊 @Energyplus_ir
‌ ‌هرگز از گردش‌ ایام‌ دل‌آزرده‌ مباش ! بامدادی‌ست‌ پیِ هرشب‌ تاری ؛ ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
‌هیچوقت دلخوشی کسی رو ازش نگیرین این دلخوشی میتونه یه سلام یه احوالپرسی.... یه حواسم بهت هست یه صدای گرم و دوستانه و یه حس خوب باشه ها رو دسـت کـم نگیرین... 😍😊 @Energyplus_ir
شاد بودن چیزیه که باید خودت به زندگی اضافه کنی . بقیه نمی تونن بهت تقدیمش کنن . دست سازه... ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
با تمام فقر ، هرگز محبت را گدایی نکن و با تمام ثروت هرگز عشق را خریداری نکن! ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
گفت مامان من خواستم برم خونه خاله، یه آقایی که نصف صورتش سوخته بود یه چشمش کور بود گفت باید برم اونجا یه گوسفند ببرم تا اسد زنده بمونه. اینو که گفت بند دلم پاره شد، زل زدم به بایرام. یادم اومد قبلا روزی که برای بایرام حنا برده بودم یه پسر دیدم که نصف صورتش سوخته بود‌و یه چشمش کور بود. بایرام زود اومد پیشش گفت اون آقا دیگه چی گفت؟ دیگه حرفی نزد؟ جهانشاه گفت چرا گفت اگر گوسفند نبرم اسد از بلندی میوفته و میمیره... بایرام زود از جاش بلند شدو رفت بیرون، منم سریع درو باز کردم پرسیدم کجا میره.. ولی جواب نداد، رفت سمت طویله یه گوسفند برداشتو با خودش برد. درو بستم رفتم تو خونه اما ترس به دلم افتاده بود. یه ساعتی گذشت ولی خبری از بایرام نشد، یهو از بیرون صدای داد و بیداد اومد، دویدم جلوی در دیدم زن همسایه داره میدوه سمت خونه ما و تو سر خودش میزنه. بی اختیار پاهام شروع کرد به لرزیدن تا رسید سمت من نفس نفس زنون گفت فرخنده زودباش بیا زود باش. زدم تو سرخودم گفتم اسدم چیزیش شده؟ دوتا محکم زد تو سر خودش گفت آره از درخت افتاده... زود بچه هارو بلند کردمو دنبالش رفتم، مُردمو زنده شدم تا بالاخره رسیدیم خونه بابام. برده بودنش اونجا، وقتی رسیدم دیدم جلوی در پر از جمعیته. گفتم حتما مرده که همه جمع شدن..... ادامه در پارت بعدی............. داستانهای_آموزنده 😍😊 @Energyplus_ir
هر فردی که دست از یاد گیری بکشد پیر می شود ، چه بیست ساله باشد چه هشتاد ساله و آنکه به آموختن ادامه دهد جوان می ماند. هنری فورد ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
هیچ کس اونقدر بی گناه نیست که بتونه دیگران رو قضاوت کنه پس سکوت لطفا.. گروه ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
همه چيز موقتى ست. احساسات، افكار، آدمها، صحنه ها. به هيچ چيز وابسته نشو ، فقط در حركت و جريان باش. ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
🌹لبخند بزن به روزگاری که از نو شروع شده🌹 ☀️صبح یادآور زیبایی‌هاست. 🌹یادآور زندگی نو، 🌹شروعی نو، نگاهی نو و امیدی نو. ردپای خدا در زندگیست❤️ صبح به بخیر🌹 سلام صــبـــح🌤ــــــــتون بخیر