eitaa logo
انرژی مثبت😍
4هزار دنبال‌کننده
20.8هزار عکس
5هزار ویدیو
7 فایل
به نام خدا تبلیغات نه ازنظرمارد میشود ونه تاییدمیشود😍 تعرف تبلیغات قیمت مناسب 👎 https://eitaa.com/joinchat/866648400C9a1ea12469 ایدی👎 @massomeostadi لینک کانال https://eitaa.com/joinchat/438763812C2474888f1e
مشاهده در ایتا
دانلود
. انسانهای خوب خوشبختی را تعقیب نمیکنند زندگی میکنند وخوشبختی پاداش مهربانی، صداقت، درستکاری وگذشت آنهاست... خوب بودن را تمرین کنیم 😍😊 @Energyplus_ir
، هر روز مینشستم فکر میکردم چقدر زود مادربزرگ شدم. به گذشتم فکر میکردم، به نامردیه پرویز. مدتها بود ازش خبری نبودو اذیتمون نمیکرد، فقط گاهی تو روستا میدیدمش و جوری از کنار هم رد میشدیم انگار هیچوقت باهم آشنا نبودیم. پرویز شش تا بچه داشت، سه تا پسر و سه تا دختر که دوتا از دختراشو شوهر داده بود. یه شب خواب دیدم اسد با الناز اومدن خونمون الناز باردار بود، وقتی درو روی اسد باز کردم اومد جلو منو هول داد جوری که افتادم زمین، داد زدو گفت چرا بهم دروغ گفتی؟چرا نگفتی بابای من پرویزه؟ چرا گذاشتی اینهمه سال با بایرام که فقیر بود زندگی کنم؟ یهو از خواب پریدم، بایرام هم پرید با ترس گفت خانم چی شده؟ بازم صدایی شنیدی؟ به گریه افتادم نمیتونستم حرف بزنم. منو برد از خونه بیرون، گفت خانم چی شده؟ محکم نفس بکش تا گریه‌ت بند بیاد بعد بهم بگو جریان چیه؟ محکم نفس کشیدم. یکم که بهتر شدم خوابمو براش تعریف کردم. منو نشوند روی پله گفت اصلا نترس، اسد پسر منه.. اینو همه میدونن، سجلشم هست توش اسم منه، هیچوقت نمیفهمه پدر اصليش كيه.... ادامه در پارت بعدی............. داستانهای_آموزنده 😍😊 @Energyplus_ir
. دو چیز را در زندگی به یاد داشته باش مراقب افکارت باش وقتی تنهایی مراقب کلماتت باش وقتی با دیگرانی 😍😊 @Energyplus_ir
بازوشو گرفتم گفتم اگر پرویز بره بهش بگه چی؟ بایرام گفت اون هیچوقت اینکارو نمیکنه برای خودش وارث درست نمیکنه. یکم به حرفاش فکر کردم، راست میگفت اگر پرویز میخواست حرف بزنه تو اون سالها زده بود. خیالم راحت شد گفتم باشه پس یه صدقه میدم تا بلا ازمون دور باشه. گفت هر کاری دوست داری بکن، فقط دیگه بهش فکر نکن. رفتیم توی خونه تا یه هفته به خوابم فکر میکردم اما وقتی دیدم اتفاقی نیوفتاد فراموشش کردم. بالاخره زن اسد زایمان کرد، بچش پسر بود، خواهرم پیشنهاد داد بخاطر بايرام اسمشو بایرام بذارن، اوناهم قبول کردن. هممون بخاطر بایرام کوچیک خوشحال بودیم، بخصوص خود بایرام. هر شب بعد از شام میرفتیم بهش سرمیزدیم. بایرام میگفت چون هیچوقت خانواده نداشته همیشه آرزو داشته خانواده پرجمعیت برای خودش درست کنه. مدام به پسرا میگفت باید چندتا بچه بیارن تا خانوادمون بزرگتر بشه. بعد از تولد بایرام کوچیک، عبدالله هم از خدمت اومد. بلافاصله برای اونم زن گرفتیم، دختر یکی از همسایه هارو براش گرفتیم. بعد از اون جهانشاه رفت خدمت‌. ادامه در پارت بعدی............. داستانهای_آموزنده 😍😊 @Energyplus_ir
بیا زندگی کنیم خورشید روزی دوبار طلوع نمی‌کند ما هم دوبار به دنیا نمی آییم هر چه زود به آنچه از زندگی ات باقی مانده بچسب.. ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
یِ آدَمایی رو هیچوَقت از دَست ندِه هَمونایی کِه با خنده هات میخندن و با ناراحتیت ناراحتن ... اینا دیگِه تِکرار نمیشَن ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
خوشبختی از درون خودت به وجود میاد. نه رابطه ات، نه کارت، و نه پولت، فقط از درون خودت ... 😍😊 @Energyplus_ir
موفقیت نتیجه 3 عبارت است: ۱- تجربه دیروز ۲-استفاده امروز ۳-امید به فردا ولی اغلب ما با 3 عبارت زندگی میکنیم: ۱- حسرت دیروز ۲- اتلاف امروز ۳-ترس از فردا ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
به عقب نگاه نکردم، خاطرات خوبُ به حسرت ها ترجیح میدم. ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
اسارت همواره درون قفس نیست ؛ گاهی «انجماد فکر» است ، درون قفس «مغز» ! ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
اولین گام برای خوشبختی لذت بردن از داشته های فعلی است وسپس تلاش برای داشتن بیشتر. آنچه امروز داری، ممکن است انتهای آرزوی دیگری باشد ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺁﺩﻣﻬﺎ ، ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﺑﻮﺩﻧﯽ، ﭘﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ! ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir