eitaa logo
انرژی مثبت😍
4هزار دنبال‌کننده
21هزار عکس
5هزار ویدیو
7 فایل
به نام خدا تبلیغات نه ازنظرمارد میشود ونه تاییدمیشود😍 تعرف تبلیغات قیمت مناسب 👎 https://eitaa.com/joinchat/866648400C9a1ea12469 ایدی👎 @massomeostadi لینک کانال https://eitaa.com/joinchat/438763812C2474888f1e
مشاهده در ایتا
دانلود
خوشبختی از درون خودت به وجود میاد. نه رابطه ات، نه کارت، و نه پولت، فقط از درون خودت ... 😍😊 @Energyplus_ir
موفقیت نتیجه 3 عبارت است: ۱- تجربه دیروز ۲-استفاده امروز ۳-امید به فردا ولی اغلب ما با 3 عبارت زندگی میکنیم: ۱- حسرت دیروز ۲- اتلاف امروز ۳-ترس از فردا ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
به عقب نگاه نکردم، خاطرات خوبُ به حسرت ها ترجیح میدم. ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
اسارت همواره درون قفس نیست ؛ گاهی «انجماد فکر» است ، درون قفس «مغز» ! ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
اولین گام برای خوشبختی لذت بردن از داشته های فعلی است وسپس تلاش برای داشتن بیشتر. آنچه امروز داری، ممکن است انتهای آرزوی دیگری باشد ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
ﺍﻋﺘﺒﺎﺭ ﺁﺩﻣﻬﺎ ، ﺑﻪ ﺣﻀﻮﺭﺷﺎﻥ ﻧﯿﺴﺖ ﺑﻪ ﺩﻟﻬﺮﻩ ﺍﯼ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻧﺒﻮﺩﻧﺸﺎﻥ ﺍﺣﺴﺎﺱ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﺑﻌﻀﯽ ﺍﺯ ﻧﺒﻮﺩﻧﻬﺎ ﺭﺍ ﻫﯿﭻ ﺑﻮﺩﻧﯽ، ﭘﺮ ﻧﻤﯿﮑﻨﺪ! ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
چون پشت سرهم بودن تا یکی میومد اون‌یکی میرفت خدمتو ما براش زن میگرفتیم. همینجور ادامه داشت تا سلطانم که از خدمت برگشت براش زن گرفتیم، دیگه خانوادمون خیلی بزرگ شده بود. همه بچه هام ازدواج کرده بودن و منو بایرام تنها شده بودیم..... از فردای اون روز هرروز میرفتم پیش سولماز، کم کم حالش بهتر شد. چهلم شوهرش که تموم شد بایرام دوباره بهم گفت نرم پیشش، منم قبول کردم. یک هفته نرفتم تا اینکه خودش اومد نشستیم باهم حرف زدیم. مدام از بی‌کسیش و تنهاییش میگفت، منم دلم براش میسوخت. غروب بود که بایرام اومد تا سولمازو دید اخماشو برد توهم. سولماز بهش سلام داد، سرسنگین جواب داد بعد بهانه کرد کار داره رفت بیرون. سولماز متوجه رفتارش شد سریع رفت. بعدش بایرام اومد با عصبانیت گفت پس تو که گفتی دیگه باهاش رفت و آمد نمیکنی. چی شد؟ چرا به حرفم گوش نمیدی؟ من‌که الکی حرف نمیزنم.. گفتم آقا بایرام خودش اومد من چیکار میکردم؟ در خونه رو روش باز نمیکردم؟ نمیشد که... ادامه در پارت بعدی............. داستانهای_آموزنده 😍😊 @Energyplus_ir
کینه مثل این است که زهری بنوشی و امیدوار باشی دشمنانت را بکشد... 🕴 نلسون ماندلا ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
آدمها مثل کتابند! از روی بعضیها بایدمشق نوشت و آموخت، از روی بعضیها بایدجریمه نوشت و عبرت گرفت، بعضیها را بایدنخوانده کنارگذاشت، و بعضیها را باید چندبار خواند تا معنیشان را فهمید. ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
سرشو تکون داد گفت آره باز نکن، من دلم نمیخواد درو برای سولماز باز کنی.. ایندفعه اومد بگو من خوشم نمیاد باهم رفت و آمد کنیم و خلاص... آروم چشم گفتمو برای اینکه بحث تموم بشه خودمو مشغول کار کردم..... فردای اون روز دوباره سولماز اومد. مگه میشد راهش ندم؟ اصلا روم نشد بهش بگم نیا، دوباره راهش دادم، بازم باهم حرف زدیم تا غروب. ایندفعه قبل از اومدن بایرام رفت، منم خداروشکر کردم که بایرام ندیدش. یه ساعت بعد بایرام اومد تا رسید براش شام آوردم، تو خودش بود حرفی نمیزد. وقتی خواستیم بخوابیم توی رخت خواب دس، گفت که خیلی دوست دارم ،خیلی وقت بود از این حرفهارو نزده بود... گفت خانم تو اولین و آخرین کسی هستی که عاشقت شدم.. چشمم از بچگی دنبالت بود، من‌که کسیو نداشتم تو شدی همه کسو کارم، تا اینکه خبر دادن شیرینی خورده پرویز شدی، خیلی ناراحت شدم حتی میخواستم از روستا برم ولی چون قبلا ذبیح بهم گفته بود به من میرسی به حرفش اعتماد کردمو منتظر نشستم. من اون‌روز که با پرویز رفتی تو خونه خرابه هم تورو دیدم، از درون آتیش گرفتم اما بازم باعث نشد ازت بدم بیاد، تو توی قلب من ریشه دوونده بودی، بازم تحمل کردم. شبی که تو برف فرار کردی و پیدات کردم میدونستم حامله ای، به پرویز حسادت کردم اما بازم باعث نشد ازت بدم بیاد ادامه در پارت بعدی............. داستانهای_آموزنده 😍😊 @Energyplus_ir
در کودکی از تکلیف می ترسیدیم، و اکنون از بلاتکلیفی…! ورود 👇 😍😊 @Energyplus_ir
و تنها خداست که هر روز صبح از نشان دادن خورشیدش به آنها که اهل دیدن هم نیستند، هرگز خسته نمی شود ! سلام صبحتون بخیر🌺 در پناه پروردگار خوب و مهربان☕️ ✨💕👩‍💼💕✨️