لحظه درگیری همه بچه ها باهم و اونجایی که ویل دست وکنا رو میکشید عقب ک ال و نگیره و گفت من دیگه نمیترسم😭💘
لحظه ای که وکنا درحال عوق زدن بود و جویس تبرشو برداشت و خاطرات میومدن جلو چشمش و همزمان گردن وکنا رو قطع کرد🗡💀(عالی بودد)
همه تو راه برگشت بودن و اهنگ پخش میشد تا کل دنیا اپ ساید دان به پایان برسه و همه خوشحال بودن
اون لحظه ای که مکس تیکه انداخت به مایک که مثلا داستانسرای قهاری ای :
مایکم در جوابش تئوری اینکه ال زنده است و تحویل داد😭