مثلا باید منتظر جغدم میموندم ولی به جاش
تو جنگل ممنوعه برتی باتز میخوردم ؛
"گور بابای قوانین و این چیزا "
دنیا بهم یه فارغ التحصیلی اینجوری بدهکار بود نه فارغ التحصیلی با جنگ و دور از دوستام و هر کوفت ای ک گند زد توش :)