نمیدانم شاید روزی رهایت کردم؛
آنروز میفهمی که تو ، به من تکیه داده بودی و من چقدر خستهام از کوه بودن : )))
بنظرم که عشق و محبت و دوست داشتن و .... ، همشون خلاصه میشن توی یه کلمه . ‹ تو 🤍 ›
چی بگم :)؟ ، از چی بگم :)؟
از حس ِدلتنگی؟ ، یا از یه کوه ِاستواری که ابری شده👩🏻🦯؟
سعی کردم برای همه باشم ، ولی خب همه سعی میکنن برای من نباشن . .
غیر از اینه : ))) ؟؟؟
اگه میخواست بفهمه میفهمید ..
خیلی چیزارو لازم نیست آدم به زبون بیاره ؛
میفهمی که چی میگم ؟
منخیلی وقته که خیلی چیزارو به کسی نمیگم نه دوستام نه مامانم ..
فقطخودم میتونم حسشون کنم ، چون اون غم مال ِمنه ؛
هیشکی نمیفهمه چی میگم . نمیخوام بگم .
یجاهم هست فخرالدین میگه که :
نیستی ، حوصلهی خودمم ندارم : )))
-
همینقدر قشنگ 🤍. -