ִֶָ انقضا𓍼
پانزده ِشهریور ؛ تو باید دیگه خود ِخودش باشی ، بهتره هیچی نگم ؛
شانزده ِشهریور ؛ تو باید خوب باشی، لطفا. خستهم ؛
ִֶָ انقضا𓍼
شانزده ِشهریور ؛ تو باید خوب باشی، لطفا. خستهم ؛
هفده ِشهریور ؛ تو باید واقعا باهام کنار بیای ، کنار بیا !
يه دوستداشتن ِعميق دلم ميخواد ..
مثل علاقهی بابا لنگ دراز به جودی اَبوت ، ژان والژان به كوزت ، متيو به آنشرلی ، همونقدر حمايتگر ، همونقدر موندگار ، همونقدر هميشگی .
بچه که بودم ، از آهنگهای قدیمی که خانوادم تو ماشین میذاشتن متنفر بودم !
هرچی بزرگتر میشم میبینم آهنگ واقعیا همونان ...
ִֶָ انقضا𓍼
هفده ِشهریور ؛ تو باید واقعا باهام کنار بیای ، کنار بیا !
هجده ِشهریور ؛ تو باید دیگه فوق العاده باشی ، باشه ؟!