هدایت شده از 𝒐𝒗𝒆𝒓𝒕𝒉𝒊𝒏𝒌 🇮🇷/فور نده
از آن پس دیگر با غم نجنگیدم؛ کنارش نشستم، مثل دو مسافری که میدانند تا پایان راه هیچ یک از دیگری جدا نخواهد شد .
Erinyes
از آن پس دیگر با غم نجنگیدم؛ کنارش نشستم، مثل دو مسافری که میدانند تا پایان راه هیچ یک از دیگری جدا
به خاطر اینکه فهمیدم نمیشه چیزی که من میخوام, پس نه دیگه چیزی میخوام نه اگه از دست دادم ناراحت میشم
منو غم رفیق شدیم رفیق همیشگی
اگه بخوام راهنمایی کنم و نظر بدم
به نظرم ترسناک ترین پسرا اونایین که اروم اروم پی میرن و مختونو میزنن😂
از اینا دوری کنید دورییییی