هدایت شده از Velvet Soul★
آدم گاهی از چیزی عبور میکند که تمام ِعمر فکر میکرد باید به آن برسد ..
و عجیبتر اینکه هیچ صدایی برای این عبور وجود ندارد ؛
نه شکستی ،
نه خداحافظیِ باشکوهی ،
نه حتی لحظهای که بتوانی بگویی«از اینجا به بعد همهچیز عوض شد.»
فقط یک روز بیدار میشوی و میبینی چیزی که روزی تمام ِقلبت را اشغال کرده بود ، دیگر جایی در تو ندارد .
شاید بعضی پایانها همینقدر بیصدا اتفاق میافتند ؛
مثل نوری که آرامآرام از اتاقی میرود و تو تازه وقتی متوجهش میشوی که تاریکی دیگر ترسناک نیست ..
هدایت شده از .مهلوف.
+شبِ وفات حضرت معصومه به یاد همه ممبرای مهلوف و چنلایِ
نازنین چای،یه دنیای رندوم،تلخین، هانول،کتابفروشی خانم اندرسون،خانوم لوبیا،شازده کوچولو،شکوفه گیلاس،افکار نیمه شب،حاشیه،نمیدونم کجاست،صرافات،ابوالعاد،مکتب الزهرا،کلبه هانیل کوچولو،روزمرگی های سادات خانوم،ملجا،نرگوس،کلاغ سفید،منوچهر، پیچک، Erinyes،پرایوت زکی،Lost star، ی میم نوشت
و همه بچه های قدقد-
و هر کس دیگه ای که این پیام رو میبینه،فور بزنین برسه به دستشون(:
Erinyes
+شبِ وفات حضرت معصومه به یاد همه ممبرای مهلوف و چنلایِ نازنین چای،یه دنیای رندوم،تلخین، هانول،کتاب
بسی متشکرم از محبت مهربونیت🥺❤️❤️
Erinyes
من و اونایی که کل تابستون رو مدرسه بودیم چی بگیم پس؟
منی که تا ۳۰ مرداد درس میخوندم کنکور داشتم چی بگم😂😂
Erinyes
ولی آرزوی تجربه کردن عشق به عمیقی کتابا همیشه تو دلم میمونه
غیر ممکنه ان
و تو زندگی ادما تاحالا دیده نشده